تست ثرندایک (Thorndike) همچون یک ابزار تصویری شناخته شده در حوزه علم روانشناسی عمل نموده و برای سنجش هوش منطقی افراد به کار میرود. این دسته از آزمونهای روانشناسی متشکل از سؤالات چندگزینهای یا تمرینهای متنوع بوده و با ارزیابی ضریب هوشی افراد، تواناییهای شناختی، تحلیلی، منطقی و ذهنی آنها را مورد بررسی قرار میدهد.
۰
تعداد انجام
۰ سوال
تعداد سوالات
همه سنین
رده سنی
۵ دقیقه
زمان تقریبی
۴٫۷۲۷
تعداد نظرات
۴.۵
امتیاز
بسیاری از جنبههای مختلف زندگی آدمی نظیر یادگیری همواره تحتتأثیر یکی از مهمترین ویژگیهای ذهنی و انتزاعی او یعنی هوش قرار دارد. تست ثرندایک از جمله ابزارهای کاربردی برای تبیین فرایند یادگیری در مغز آزمودنیها بوده و مباحث روانشناختی مرتبط با آن همچون تاریخچه، نظریه ثرندایک، قوانین و … در این مقاله به صورت جامع و مفصل مورد بررسی قرار گرفته است.
بسیاری از اعمال و رفتارهای آدمی در طول زندگی، بیش از هر چیز تحتتأثیر آموختههایش بوده و بنابراین، پایه و اساس آن را یادگیری شکل میدهد. به بیان دیگر، هر انسانی از آغاز تولد تا پایان عمر خود همواره مشغول یادگیری بوده و ضمن تأثیرپذیری از محیط اطراف، بر آن نیز تأثیر میگذارد. هوش به عنوان سرچشمه اصلی یادگیری و محل پردازش و ذخیره آموختههای فرد در هر دوره از زندگی شناخته شده و تاکنون اختلافنظرهای زیادی در خصوص مفهوم، ماهیت و چیستی آن وجود دارد. از آن جا که انسانها به طور ذاتی و یا اکتسابی از نظر بهره هوشی با یکدیگر تفاوتهایی دارند، اندازهگیری این پدیده پیچیده انسانی امری دشوار است.
در همین راستا؛ روانشناسان تاکنون آزمونهای مختلفی را با هدف سنجش و اندازهگیری تواناییهای ذهنی انسان طراحی کردهاند که آزمون هوش ثرندایک نمونهای از آنهاست. تست ثرندایک (Thorndike) همچون یک ابزار تصویری شناخته شده در حوزه علم روانشناسی عمل نموده و برای سنجش هوش منطقی افراد به کار میرود. این دسته از آزمونهای روانشناسی متشکل از سؤالات چندگزینهای یا تمرینهای متنوع بوده و با ارزیابی ضریب هوشی افراد، تواناییهای شناختی، تحلیلی، منطقی و ذهنی آنها را مورد بررسی قرار میدهد.
تلاش روانشناسان در طول تاریخ برای تبیین فرایند یادگیری و تشریح مباحث مرتبط با آن تحتتأثیر خاستگاه نظری و پارادایمهای مورد تعلق غیر قابل چشمپوشی است. از همین رو، دیدگاهها و نظریات متنوعی از اوایل قرن 20 میلادی تاکنون در خصوص هوش به عنوان سرچشمه اصلی یادگیری در حوزه علم روانشناسی و یا سایر حوزهها مطرح شد. به عنوانمثال، ادوارد ثرندایک (1874-1949 میلادی) از بهترین روانشناسان مکتب کنشگرا و نظریهپردازان آمریکایی است که بعد از آلفرد بینه، تعاریفی را در خصوص مفهوم، ابعاد و ماهیت هوش ارائه نمود و مقیاسهایی را نیز در نظریه یادگیری برای سنجش آن در نظر گرفت.
نظریه ثرندایک شامل دو بخش روانشناسی یادگیری و روانشناسی اجتماعی بود. از نگاه وی، شباهتهای انسانها با یکدیگر از نظر عملکردی ممکن است قابل توجیه باشد؛ اما وجود مولفهای به نام هوش عمومی در وجود آنها پذیرفتنی نیست. این روانشناس آمریکایی از سال 1905 میلادی به بعد با طراحی و توسعه ابزاری مدرن به نام تست ثرندایک در قالب نظریه یادگیری خود، به دنبال اندازهگیری بهره هوش افراد و سرعت یادگیری آنها در طی چندین مرتبه آزمون و خطا بود. از همین رو، ثرندایک به عنوان یکی از مهمترین نظریهپردازان یادگیری و از پایهگذاران و طراحان آزمونهای هوش محسوب میشود. از مهمترین آثار و کتابهای این متخصص آمریکایی نیز میتوان به "عناصر روانشناسی"، "روانشناسی تربیتی"، "روانشناسی یادگیری" و "اساس یادگیری" اشاره کرد.
همانطور که در بخش قبل مطرح شد، ثرندایک تعاریف جدیدی در رابطه با ابعاد و ماهیت هوش ارائه داد. طبق این تعریفها، مؤلفهای به عنوان هوش عمومی در انسانها پذیرفته شده نیست و هوش از نگاه ثرندایک انواع گوناگونی دارد. درک مفهوم هوش به عنوان یک پدیده روانشناختی غیر قابل رویت و همچنین شیوههای مختلف اندازهگیری آن، یکی از مهمترین دغدغههای همیشگی بشر در طول تاریخ بوده است. ارائه یک تعریف واحد از مفهوم هوش به دلیل ماهیت پیچیده این پدیده انتزاعی کار چندان سادهای نیست؛ اما به طور کلی آن را میتوان حاصل فعالیت سلولها و نورونهای مغز برای شکوفایی توانمندیها و استعدادهای انسانی و همچنین سازگاری هوشمندانه با موقعیتهای جدید دانست.
ثرندایک معتقد است که مجموعهای از استعدادها و توانمندیهای انسانی، هوش را تشکیل میدهند. این پدیده ذاتی از ابعاد گوناگونی برخوردار بوده و به همین دلیل، هر یک از وجوه مختلف آن بهوسیله یکی از آزمونهای هوش مورد ارزیابی قرار میگیرد. رفتار هوشمندانه انسانی بنا بر اعتقاد ثرندایک، در برگیرنده سه توانایی منحصر به فرد انتزاعی، مکانیکی و اجتماعی به شرح موارد مطرح شده در جدول ذیل بوده که هر کدام از این تواناییها در طراحی تست ثرندایک مورد استفاده قرار میگیرند:
جدول شماره 1: تواناییهای ذهنی انسان از دیدگاه ثرندایک
ردیف | هوش | توضیحات |
1 | انتزاعی | انسان برای درک اجزا و پدیدههای پیرامونی خود به تواناییهای منحصر به فرد قوه اندیشه در هوش انتزاعی متکی بوده و از قابلیتهای آن جهت یادگیری، فهم نظریات، حل مسائل مختلف و … به بهترین شکل استفاده میکند. |
2 | عینی | اعمال و یا فعالیتهای انسانی در قالب یکی دیگر از تواناییهای ذهنی او صورتگرفته که ثرندایک از این توانایی با عنوان "هوش عینی" یاد میکند. این نوع هوش از ابزارهای مختلف و مؤثری برای تقویت مهارتها و تسریع انجام امور انسانی استفاده میکند. |
3 | اجتماعی | این نوع هوش انسانی برای نخستینبار توسط ثرندایک در دسته قابلیتها و توانمندیهای فردی مطرح شده است. هوش اجتماعی با هدف ایجاد روابط اجتماعی بینفردی بسترهای لازم برای حضور فعال و سازنده انسانها در محیط اجتماع را فراهم مینماید. در حقیقت، این مهارت نشاندهنده ظرفیت درک رخدادها و پاسخهای سازنده فردی و اجتماعی انسان در طول زندگی خویش بوده و با افزایش تجربیات فرد بعد از دوران کودکی بهتدریج تقویت میشود. |
نظریه یادگیری از مهمترین مباحث مطرح در علم روانشناسی است که ابعاد مختلف رفتار انسانی را در تست ثرندایک مورد بررسی قرار میدهد. ثرندایک معتقد بود که مطالعه عناصر ذهنی یا تجربه آگاهانه جایگاهی در روانشناسی یادگیری نداشته و تنها باید بر رفتار آشکار متمرکز بود. تئوری یادگیری ثرندایک (thorndike theory of learning) بر پایه تکرار یک عمل یا رفتار خوشایند و یا اجتناب از عمل یا رفتاری ناخوشایند بنا شده است. انسان به طور ذاتی تمایل به تکرار آن دسته از کارها و یا رفتارهایی دارد که بهواسطه دریافت پاداش، تقدیر، تشکر و …، احساس مثبت و خوشایندی از انجام آن کار به او دست دهد؛ این در حالی است که شخص در برابر کارها و یا رفتارهایی که مورد تنبیه یا بازخواست قرار گرفته، هیچ علاقهای از خود برای بروز و یا تکرار مجدد آن کار یا رفتار اشتباه نشان نمیدهد.
در همین راستا، ادوارد لی ثرندایک با توسعه نظریه یادگیری و تست هوش روانشناسی خود توانست بسترهای لازم برای رشد مقوله شرطیسازی کنشگرا در علم روانشناسی رفتارگرا را فراهم نماید. از نگاه وی، شرطیسازی کنشگرا تحتتأثیر نتایج اعمال و رفتار انسانی به یادگیری او منجر میگردد و احتمال تکرار مجدد آن عمل یا رفتار را مشخص میکند.
ثرندایک، پیوندگرایی را بر پایه روابط طبیعی به وجود آمده میان سیستم عصبی محرک و پاسخ تشریح نموده است. نماد (S-R) در تئوری یادگیری نمایانگر پاسخ محرک به ارتباط شکلگرفته شده است و بدون در نظر گرفتن فرایندهای درونی شخصیت فرد میتوان یادگیری را حاصل این ارتباط بر پایه آزمون و خطا دانست. البته مطالعات این روانشناس پیشتاز آمریکایی تنها به نظریه یادگیری او در حوزه علم رفتارگرایی ختم نمیگردد؛ بلکه از حیوانات نیز برای انجام مطالعات روانشناسانه خود استفاده کرده است.
ثرندایک معتقد بود که با آزمون و خطا میتوان اطلاعات موردنیاز در خصوص موضوعات مختلف را به دست آورد. از همین رو، او با انجام آزمایشهای متعدد بر روی حیوانات تلاش داشت که به اشتباهات و یا نتایج مطلوب مورد انتظار خود برای اجتناب و یا تکرار مجدد آن عمل دست پیدا کند. فلذا از دیدگاه این روانشناس، یادگیری محصول نهایی روابط بین محرک و پاسخ بوده و با انجام تست ثرندایک در قالب آزمون و خطا میتوان به نتایج مؤثر و غیر مؤثر آن پی برد. با انجام چنین کاری، دیگر به تعمق طولانیمدت در خصوص ماهیت پیچیده ذهن احتیاجی نیست.
نقش ادوارد. لی ثرندایک (Edward Lee Thorndike) (۱۹۴۹-۱۸۷۴) با توجه به شبیهسازی آزمایشهای واقعی بر روی حیوانات در توسعه روانشناسی حیوانی بسیار مهم و تأثیرگذار است. ثرندایک از اصطلاحی جدید تحت عنوان «جعبه پازل» و یا «جعبه معما» در تحقیقات گستردهاش بر روی واکنش حیوانات یاد کرده است. مشخصات ظاهری این جعبه در تست ثرندایک از نظر طول، عرض و ارتفاع به ترتیب معادل 50، 38 و 28 سانتیمتر بوده و حیوان گرسنهای درون آن محبوس میشود.
سپس طی چندین مرحله، تمامی واکنشهای حیوان مورد نظر برای رفع نیاز طبیعی بدنش تحت کنترل و نظارت قرار میگیرد. حیوان گرسنه با توجه به نوع طراحی جعبه معما میتواند از سه شانس کشیدن طناب متصل به قفل، فشردن اهرم و یا ضربه به چفتی برای خروج و آزادی استفاده نماید. فلذا؛ سنجشهای عینی و کمی رفتارهای "درست" و " نادرست" برای فرار از جعبه پازل مهمترین کاری بود که در تست ثرندایک برای یادگیری انجام میشد.
تست ثرندایک ابزاری برای ارزیابی واکنشهای رفتاری و عملکردی انسان در برابر آزمایشهای متعددی است که بر روی او انجام میگیرد. در همین راستا، ثرندایک ظرفی حاوی گوشت ماهی را در برابر دیدگان یک گربه گرسنه محبوس در قفس قرار داد تا بدینوسیله بتواند او را برای بیرون آمدن از قفس ترغیب نماید. تکاپو و جستوخیزهای گربه در مدتزمان حضورش درون جعبه معما باعث برخورد ناگهانی او به طناب، اهرم یا چفتی جعبه پازل شده و مطابق نتایج تست ثرندایک، بعد از گذشت حدود 160 ثانیه درب قفس به طور کاملاً اتفاقی باز گردید.
این گربه گرسنه بهمحض خروج از قفس و قبل از رسیدن به غذا، مجدد درون جعبه پازل قرار گرفت و در این نوبت تنها حدود 30 ثانیه زمان برای خروج از قفس نیاز داشت. ثرندایک با تکرار این عمل ورود و خروج طی چندین نوبت متوالی متوجه کاهش تدریجی و نامنظم مدتزمان خروج گربه از قفس شد و این اتفاق از نظر او، نشاندهنده یادگیری نحوه باز کردن درب جعبه است.
نتایج حاصل از آزمایشهای ثرندایک بر روی گربه محبوس شده درون قفس نشان میدهد که حیوانات به طور ذاتی تمایل به تکرار رفتارهایی لذت بخشی دارند که در طول مرحله آزمون و خطا به ازای دریافت پاداش از آنها سر میزند. عمده این رفتارها در تست ثرندایک کاملاً بیهدف و کورکورانه بوده و به صورت اتفاقی حیوان گرسنه و محبوس شده به موفقیت یا پاسخ صحیح دست پیدا میکند. همچنین، سرعت پیشرفت یادگیری با ایجاد ارتباط بین محرک (قفس) و پاسخ (فشاردادن پدال) بعد از هر مرحله آزاد شدن گربه افزایش یافته و با تکرار مجدد آن عمل (محبوس کردن) در موقعیت مواجهه با محرک مشابه میتوان طی مدتزمان کمتری به غذا دست پیدا کرد.
یادگیری انسانها از نگاه تست ثرندایک نیز همانند حیوانات بوده و از طریق تکرار آزمون و خطا میتوانند رشد تدریجی را تجربه کرد. ثرندایک با نمایش تعداد دفعات خروج گربه از جعبه پازل بر روی منحنی یادگیری پیشبینی کرد که تنها در طی چند مرحله آزمون و خطا و از طریق مکانیزم پاداش و تنبیه میتوان بر هوش تمام موجودات تأثیر گذاشت و سطح یادگیری را در آنها تقویت نمود. زمانهایی که ثرندایک از طریق آزمایش بر روی رفتار حیوانات به دست آورد، به ترتیب از چپ به راست بر حسب واحد ثانیه معادل مقادیر زیر هستند:
۱۶۰، ۳۰، ۹۰، ۶۰، ۱۵، ۲۸، ۲۰، ۳۰، ۲۲، ۱۱، ۱۵، ۲۰، ۱۲، ۱۰، ۱۴، ۱۰، ۸، ۸، ۵، ۱۰، ۸، ۶، ۶
انسان به عنوان موجودی بسیار پیچیده و تکاملیافته بابت برخورداری از نعمت هوش از سایر مخلوقات خداوند متمایز میگردد. هوش از تواناییهای ذهنی منحصر به فردی برخوردار بوده که ثرندایک در تئوری یادگیری خود از آن برای ایجاد ارتباطات مؤثر بین محرک و پاسخ استفاده کرده است.
نتایج تست ثرندایک برای نخستینبار منجر به تنظیم 3 قانون اساسی برای یادگیری در حوزه علم روانشناسی شد که در ادامه برای تکمیل آنها، از 5 قانون فرعی دیگر نظیر پاسخهای چندگانه، نگرش، غلبه عناصر، پاسخ از طریق قیاس و همچنین قانون جابهجایی تداعی نیز یاد کرده است. توضیحاتی را در این بخش برای آشنایی با هر یک از قوانین سهگانه آزمون ثرندایک به اشتراک گذاشتهایم:
نخستین قانون تست ثرندایک به آمادگی جسمی و ذهنی شخص یاد گیرنده برای انجام کارهای مختلف بستگی دارد. آمادگی به معنای اشتیاق برای انجام یک کار است. زمانی که شخص از آمادگی لازم برای یادگیری و درک پدیدههای اطراف خود برخوردار باشد، بدون شک این اقدام آگاهانه موجب احساس رضایت و خشنودی در او میشود.
واحد هدایت (Conduction) اصطلاحی است که این روانشناس آمریکایی در تحقیقات خود، از آن برای توضیح قانون آمادگی استفاده کرده و به میزان انگیزه و اشتیاق فرد برای یادگیری اشاره دارد. قانون آمادگی مستلزم شرایطی است که فرد یاد گیرنده هنگام مواجهه با موضوعی بتواند بهراحتی آن را پذیرفته یا رد کند. کنجکاوی از مهمترین شرایط یادگیری در این قانون به شمار آمده و با عنوان قانون تمایل به عمل نیز از آن یاد میکنند. مثالهای فراوانی را میتوان برای این قانون بیان کرد که آمادگی برای مصاحبه شغلی یا تحصیلی، شرکت در آزمون و … از جمله آنهاست.
قانون تمرین بیانگر تعداد دفعات تکرار آزمون و خطای تست ثرندایک بوده و رابطه مستقیمی با پیوند بین محرک و پاسخ در کورتکس مغز دارد. بدون تمرین و تکرار مستمر اعمال و رفتار آزمودنی در هر مرحله از آزمون و خطا نمیتوان نسبت به پایداری ارتباط شکل گرفته شده بین محرک و پاسخ امیدوار بود.
در قانون تمرین، توجه به دو جنبه استفاده و عدم استفاده موجب افزایش کارآمدی و دوام یادگیری میشود. به بیان دیگر، قدرت پیوند ارتباط ایجاد شده بین محرک و پاسخ با تکرار مستمر اعمال و رفتار آزمودنی در هر مرحله تقویت شده و در صورت عدم انجام هر گونه فعالیت برای مدتزمان طولانی شاهد تضعیف این ارتباطات در ذهن فرد خواهیم بود. برای مثال؛ آموزش زبان، حفظ شعر، تایپ متن، نواختن موسیقی و… از جمله کارهایی هستند که فرد برای یادگیری آنها به تمرین مستمر و مداوم نیاز دارد. در حقیقت، افزایش بهرهوری و تثبیت آموختهها در مغز با تمرین و تکرار مستمر رخ میدهد.
سومین قانون که رابطه مستقیمی با حافظه دارد به پیامدهای بعد از شکلگیری پیوند بین محرک و پاسخ در جریان آزمون و خطا اشاره دارد. به بیان دیگر، تأثیری که شرایط آزمون در یک وضعیت خاص بر روی رفتار و اعمال آزمودنی میگذارد باعث پدید آمدن احساس خشنودی یا رنجش آنها خواهد شد. همچنین قانون اثر در تست ثرندایک با تعیین احتمال بروز مجدد یک پاسخ در برابر محرک سبب تقویت ارتباطات تجربه در مغز آزمودنی میشود.
در این قانون همچون نظریه تکامل، شخص یاد گیرنده به ازای دریافت پاداش همان رفتار یا عمل را در وضعیتی مشابه تکرار خواهد کرد. تنبیه، دعوا و سرزنش باعث نارضایتی، رنجش و یا پدیدآمدن احساسات منفی در ذهن آزمودنی شده و در همین راستا برای حفظ پیوند بین محرک - پاسخ تا جایی که ممکن است باید از بروز چنین رفتارهایی اجتناب کرد.
فعالیتهای مربوط به آموزش و پرورش با توجه به رابطه نزدیکی که با دانش فرایند یادگیری دارند، به صورت عملی قابل بررسی هستند. یادگیری از نگاه ثورندایک به معنای حذف تدریجی پاسخهای غلط بر اثر تکرار است. آزمون هوش ثرندایک (Thorndike) بر پایه مباحث تئوری یادگیری بنا شده و از کاربردهای عام برخوردار است. همچنین، قوانین مختلف این تئوری نیز نقش مؤثر در روش تدریس دارد. در این بخش، برخی از مهمترین مزایا و کاربردهای تست ثرندایک در امر یادگیری به صورت موارد ذیل بیان شدهاند:
نقش نظریه ثرندایک در تبیین فرایند یادگیری بعد از ظهور نظریات شناختی جدید راجع به مفاهیم و سازههای گشتالتی چون بینش (insight)، درک (understanding) و هوش (intelligence) بهتدریج کمرنگتر شد؛ علت اصلی این اتفاق را میتوان به نقاط ضعف و ناتوانیهای آن برای تشریح منطقی برخی از مباحث در محافل علمی نسبت داد.
ثرندایک در این نظریه بر آموزش و یادگیری از طریق "آزمون و خطا" متمرکز بود؛ این در حالی است که هیچ درک و هوشی برای بینش در این فرایند مکانیکی وجود نداشته و دستیابی به یک "موفقیت اتفاقی یا تصادفی" در برابر محرکات بسیار مبهم و گنگ به نظر میرسد. برخی از معایب و محدودیتهای تست ثرندایک در نظریه یادگیری را میتوان به صورت موارد ذیل مطرح نمود:
تست ثرندایک با شبیهسازی واقعیت زندگی سعی دارد تا نحوه برخورد و رفتار انسانها را در موقعیتهای مختلف بسنجد. این تست هوش که بر مبنای تئوری یادگیری ثرندایک پدید آمده، واکنش حیوانات محبوس شده داخل جعبه پازل را طی چند مرتبه با روش آزمون و خطا مورد ارزیابی قرار میدهد. این آزمایش نشان داد که رفتار موجودات در هر مرحله از آزمون و خطا تغییر کرده و بر اساس تجربه، آنها با سرعت بیشتری نسبت به قبل برای دستیابی به هدف خود تلاش میکنند.