campain
بازداری در علوم شناختی

در رابطه با مفهوم بازداری در علوم شناختی چه میدانید؟!

در این مقاله میخواهیم به تشریح مفهوم بازداری در علوم شناختی بپردازیم. اما برای این منظور ابتدا باید با کارکردهای شناختی مغز آشنا شویم. تا انتها همراه ما باشید.

انواع کارکرد شناختی مغز

مغز دو نوع کارکرد شناختی دارد: یکی کارکردهای غیر قانونمند که مبتنی بر هیجانات، امیال، شناخت اجتماعی و عوامل تأثیرگذار موقعیتی است و دیگری کارکردهای مبتنی بر قانون که تفکر و عملکرد فرد را تنظیم و کنترل میکند و تحت عنوان کارکردهای اجرایی شناخته میشود. کارکردهای اجرایی به عنوان یک مجموعه از توانایی های سطح بالا که در پرداختن و نظارت و تنظیم رفتارهای هدفمند دخالت دارد، تعریف شده است.

کارکردهای اجرایی دو نقش برجسته در رفتار دارند: یکی شامل استفاده از مهارتهای فکری خاص برای انتخاب و دستیابی به اهداف است و نقش دیگر کمک به پیشرفت در حل مسائل است. این کارکردها کمک میکند تا یک تصویر از هدف، مسیر حرکت به سمت هدف و منابع مورد نیاز در طول رسیدن به هدف شناسایی گردند.

از دیدگاه عصب شناختی اصطلاح کارکردهای اجرایی، شامل تعداد زیادی از فرایندهای شناختی وفراشناختی همچون خودتنظیمی رفتار و رشد مهارت های شناختی و اجتماعی است که در طول دوره تحول کودک شکل میگیرد. علاوه براین، این کارکردها طی یک سناریوی رشدی که در سرتاسر نوجوانی ادامه میابد، اشکار میشوند. همچنین میتوان گفت نقش کارکردهای اجرایی در رشد تعاملات اجتماعی از همان ابتدای رشد بسیار مهم تلقی میشود به خصوص در رابطه با کنترل بازداری که نسبتا یک مولفه مستقل آن محسوب میشود.

به طور کلی، کارکردهای اجرایی شامل مهارت هایی مانند برنامه ریزی، سازماندهی، انعطاف پذیری شناختی، نظارت شخصی، بازداری و استفاده از حافظه کاری میشود. با این وجود، درمورد مولفه های کارکردهای اجرایی یک اتفاق نظر کلی بین پژوهشگران مختلف وجود ندارد اما سه مولفه بازداری در علوم شناختی، حافظه کاری و برنامه ریزی به عنوان مولفه های اصلی کارکردهای اجرایی، مورد توافق اکثر پژوهشگران قرار دارد.

 ما در این مطلب قصد داریم مفهوم بازداری را که يکي از مهم ترين کارکردهاي اجرايي و مفهومي کليدي و مهم در روانشناسي محسوب ميشود را توضیح دهیم.

مفهوم بازداری در علوم شناختی

بازداری در علوم شناختی یا به طور خلاصه بازداری، توانايي فرد در نظارت و کنترل پاسخ ها تعریف می شود. فرایند بازداری، فرایند کنترل یا سرکوب هدفمند پاسخ در راستای دستیابی به اهداف سطح بالا یا بلند مدت و نادیده گرفتن مشوق های فوری میباشد.

بازداری در علوم شناختی، زمانی اهمیت پیدا میکند که یک تکلیف پایان یافته است یا زمانی که دیگر، یک هدف مناسب نیست و یا زمانی که لازم است محرک های مناسب انتخاب شوند و محرک های نامناسب رد شوند.

 مفهوم بازداری شامل دو نوع بازداري شناختي و رفتاري است. بازداری شناختی، فرایند جلوگیری از ورود اطلاعات نامربوط، به حافظه کاری است به عبارت دیگر بازداری شناختی، توانایی سرکوب توجه به محرک های غیرمرتبط، واکنش ها و تداعی ها اطلاق میشود و همچنین بازداری شناختی به صورت یک پردازش فعال تعریف میشود که محرک های درونی و یا بیرونی ناخواسته ای را که تلاش میکنند وارد پردازش مطالب موجود در محتوای سیستم شوند را تنظیم کند.

بازداری رفتاری، معادل کنترل حرکات، خصوصاً رفتارهای واکنشی و نامطلوب است به عبارت دیگر، بازداری رفتاری، توانايي فرد براي جلوگيري از فعاليت، توقف يا به تاخيرانداختن يک عمل مطرح ميشود. بازداری رفتاری با واکنش شدید به تازگی و نو بودن مشخص میشود یعنی بازداری رفتاری به توانایی شخص برای توقف یا به تاخیر انداختن یک عمل گفته میشود که هدف آن، کنترل رفتارهای ناخواسته و واکنشی است.

برای اندازه گیری توانایی بازداری میتوان از آزمون استروپ استفاده کرد. برای انجام این ازمون وارد لینک مقابل شوید: آزمون استروپ

اختلال در بازداری

فردی به نام بارکلی معتقد است که ضعف در بازداری منجر به نارسایی در خود نظم جویی، حافظه کلامی و غیر- کلامی، سازمان بندی مجدد اندیشه، انگیزش، هیجان و کنترل توجه میگردد که نیازمند توجه بیش تر است. همچنین از آنجا که بازداری در علوم شناختی نقش کلیدی در سطوح بالاتر عملیات ذهنی از قبیل درک، توجه، احساس، حافظه، یادگیری، عمل، تفکر و زبان ایفا میکند، در صورت اختلال، آسیب آن نیز فراگیر است.

اختلال بازداری در علوم شناختی مشخصه بسیاری از اختلالات عمده روانپزشکی همچون افسردگی، اضطراب، اختلال وسواسی اجباری و اختلال بیش فعالی و کمبود توجه است. به عبارت دیگر بر اثر اختلال در توانایی بازداری، دو طیف رفتاری در افراد مشاهده میشود:

 ۱) گرایش بیش از حد به بازداری که منجر به پاسخ های دفاعی و فعال شدن فرآیند تهدید بالقوه شده و اجتناب از رفتار را باعث میشود و به دنبال خود، اختلالات متعددی از جمله اختلالات اضطرابی همچون اختلال اضطراب اجتماعی را به همراه دارد.

در رابطه با اختلال اضطراب اجتماعی بیشتر بدانید: علائم اضطراب اجتماعی چیست؟

 2) اجتناب از بازداری یا گرایش به بازداری زدایی که در حقیقت بیانگر بازداری ضعیف یا عدم وجود بازداری است که مولد رفتارهای تکانه ای است. بازداری زدایی اغلب با رفتارهای مخاطره آمیز همچون عدم محدودیت در رفتارهای جنسی، تمایل به خیانت، اختلال سوء مصرف مواد و رفتارهای پرخاشگرانه همراه است.

تقویت بازداری در علوم شناختی

چگونه میتوانیم بازداری را در خود تقویت کنیم؟!

به طور کلی پژوهش ها نشان داده است که تقویت حافظه بر جنبه های گوناگون توانایی های شناختی انسان، تأثیر مثبت و معناداری دارد.

از انجا که تقویت حافظه مخصوصا حافظه کاری ، منجر به بهبود کنترل توجه و توانایی های شناختی در افراد میشود میتوان گفت تقویت حافظه کاری در بهبود بازداری شناختی موثر است.

حافظه کاری یا حافظه فعال، سیستمی با ظرفیت محدود برای ذخیره موقت اطلاعات و دستکاری اطلاعات با هدف انجام تکالیف پیچیده مانند یادگیری و استدلال. به طور مثال وقتی دو عدد را به طور ذهنی در یکدیگر ضرب میکنیم در واقع ما داریم این فرایند را در حافظه کاری خود انجام میدهیم.

بهبود حافظه کاری میتواند بر فعالیت بخش عقده های قاعده ای و تراکم گیرنده های دوپامین بیافزاید و منجر به منعطف سازی راه های شبکه عصبی مرتبط با حافظه کاری گردد و بهبود حافظه کاری را فراهم آورد. حافظه کاری را میتوان با انجام راهبردهایی مثل تحریک حسی، تکرار و تمرین تقویت کرد.

توانایی بازداری در کودکان

نتایج حاصل از پژوهش ها نشان داده است که کودکان مبتلا به اختلال های طیف درخودماندگی یا اوتیسم در مقایسه با گروه کودکان بهنجار دارای عملکرد ضعیف تری بوده اند.

در رابطه با اختلال اوتیسم بیشتر بدانید:  علائم اوتیسم چیست؟

همچنین دانش آموزان دو زبانه نسبت به دانش آموزان یک زبانه عملکرد بهتری در بازداری شناختی داشته اند که این سبب می شود در برخورد با مسائل شناختی، خطای کمتری داشته باشند و سریع تر پاسخ دهند.

یادگیری زبان دوم در کودکان تاثیرات مثبت زیادی دارد برای مطالعه بیشتر در این زمینه، این مطلب را نیز بخوانید:  تاثیر آموزش زبان دوم به کودک

 لازم به ذکر است بررسی کنترل بازداری کودکان پیش دبستانی نشانگر این موضوع بوده است که معلمان، مهارتهای اجتماعی کودکان پیش دبستانی ای که کنترل بازداری بهتری از خود نشان داده اند را بالاتر از دیگر کودکان ارزیابی کنند.

همچنین نتایج به دست آمده از سایر پژوهش ها نشان داده است که کنترل بازداری با کاهش رفتار پرخاشگرانه و افزایش رفتارهای مشارکتی مرتبط است و کنترل بازداری میتواند سازگاری بعدی و روابط مثبت با همسالان را پیش بینی کند.

درهمین راستا، مطالعات هایدر و نیلسن در سال ۲۰۱۲نشان داده است که  کودکانی که توانایی بیشتری در کنترل بازداری دارند در جریان ارتباط با دیگران رفتارهای رقابت جویانه کمتر و رفتار مشارکتی بیشتری از خود نشان میدهند. همچنین نیلسون و گراهام در سال ۲۰۰۹ در پژوهش خود به این نتیجه دست یافتند که مهارت های کنترل بازداری به کودکان ۴ ویا ۵ ساله اجازه میدهد، دیدگاه خودشان را بازداری کنند وهمچنین این عمل آنها را قادر می سازد به دیدگاه ارتباطی دوستشان نیز توجه کنند.

آیا بازداری در  افرادی که دچار آسیب مغزی تروماتیک هستند دچار اشکال است؟

اسیب های مغزی تروماتیک، عوارض متعددی را بر شخص وارد میکند که یکی از آن عوارض، اختلالات شناختی است. این نقص با اختلال در مجموعه ای از فرآیندهای به هم مرتبط همچون ادراک، توجه، کنترل شناختی، حافظه، تمرکز، عملکرد اجرایی، زمان واکنش و کاهش در سرعت پردازش اطلاعات شناخته میشود.

لازم به ذکر است سالانه حدود ٥٠ تا ٦٠میلیون نفر در جهان دچار آسیب مغزی میشوند که این تعداد، عموما در کشورهای جهان سوم اتفاق می افتد. طبق گزارشات پراکنده، آسیب مغزی تروماتیک جزء پنج عامل اصلی مرگ ومیر در ایران و همچنین یکی از شایع ترین علل آسیب به سیستم عصبی مرکزی شناخته شده است. همچنین لازم به ذکر است، متداول ترین علل آسیب های تروماتیک مغزی، حوادث رانندگی و ورزشی، سقوط از ارتفاع و خشونت و نزاع گزارش شده است.

در ابتدا لازم است به مبانی عصب شناختی که در مفهوم بازداری دخیل است، بپردازیم.

 بازداری یکی از کنش های شناختی منطقه پیش پیشانی محسوب میشود. به همین دلیل بیماران مبتلا به آسیب های مغزی همواره در معرض خطرات تخریب آن قرار دارند و مطابق با شواهد پژوهشی، اختلالات متعدد کارکردهای شناختی در بیماران آسیب مغزی تروماتیک قابل مشاهده است. این اختلالات همبستگی بالایی با مشکلات در عملکرد روزانه از جمله تنظیم پاسخ های عاطفی مناسب اجتماعی دارند. از این رو بهبودی و بازگشت بیمار به سطح شناختی قبل از حادثه حائز اهمیت است. لکن به علت ماهیت ناهمگون نوروپاتولوژی بیماران با اسیب های مغزی تروماتیک خفیف که ان را با عبارت اختصاری  MTBI، میشناسیم، میتوان گفت اجماع کاملی درمورد شروع و خاتمه پیامدهای شناختی و رفتاری آن وجود ندارد و در سراسر مطالعات نیز نتایج متنوع و متناقضی به چشم میخورد.

سخن پایانی

ما در این مطلب به توضیح مختصری در رابطه با کارکردهای اجرایی، پرداختیم سپس مفهوم بازداری و انواع آن را معرفی کردیم. همچنین به این موضوع پرداختیم که اگر بازداری دچار مشکل باشد، چه پیامدها و اختلالاتی را به همراه دارد و در ادامه به راهکاری در رابطه با تقویت و بهبود بازداری اشاره کردیم و در ادامه به مقایسه توانایی بازداری در کودکان پرداختیم و درنهایت به رابطه بین بازداری و آسیب مغزی تروماتیک پرداختیم.

 

نظرات خود را درباره این مطلب با ما درمیان بگذارید.

لطفا امتیاز دهید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.