آزمون شخصیت کتل، که به نام پرسشنامه 16 عاملی شخصیت کتل (16PF) نیز شناخته میشود، توسط روانشناس انگلیسی ریموند کتل طراحی شده است. این آزمون شامل 187 سوال است که هر سوال دارای سه گزینه میباشد..
۲۷۶
تعداد انجام
۰ سوال
تعداد سوالات
همه سنین
رده سنی
۱۵ دقیقه
زمان تقریبی
۴٫۷۲۷
تعداد نظرات
۴.۵
امتیاز
تست شخصیت کتل (16PF)، که به نام آزمون 16 عاملی شخصیت نیز شناخته میشود، برای نخستین بار توسط یک روانشناس انگلیسی به نام ریموند کتل طراحی شد. این آزمون شامل 187 سوال بوده و هر سوال دارای سه گزینه میباشد. در این مقاله قصد داریم تا اطلاعاتی بیشتر راجع به این نوع از آزمون های روانشناسی در اختیار شما خوانندگان عزیز و محترم قرار دهیم؛ همراه ما باشید.
آزمون شخصیت کتل(16PF)، یک پرسشنامه دارای قابلیت نمرهگذاری عینی بود که توسط پژوهشهای بنیادی در روانشناسی جهت سنجش شخصیت و پوشش کاملترین صفات شخصیتی در کمترین زمان ساخته شد. تست شخصیت کتل(16PF)، در پژوهشها و مطالعات زیادی برای بررسی شخصیت بکار برده شده است. همچنین این تست، به زبانهای مختلف ترجمهشده و مورد مطالعه در فرهنگهای اروپایشرقی، خاورمیانه، کانادا و استرالیا قرارگرفته است. تا کنون، پژوهشهای مختلفی درباره تست شخصیت کتل(16PF) انجام شده است که نشاندهنده روایی این آزمون هستند.
ریموند کتل در سال ۱۹۰۵ در انگلستان به دنیا آمد و در رشتههای فیزیک و شیمی تحصیل کرد. او به دلیل علاقه به مشکلات اجتماعی به روانشناسی روی آورد و در سال ۱۹۲۹ دکترای خود را دریافت کرد. کتل در طول زندگی خود جوایز متعددی از جمله مدال طلا از انجمن روانشناسی آمریکا دریافت کرد. ریموند کتل، تست شخصیت کتل (16PF) را با بهکارگیری فهرست صفات شخصیت که توسط آلپورت و اودبرت در سال 1936 ازطریق ادبیات روانشناسی و روانپزشکی تدوینشده بود، ابداع کرد. در ابتدا، این صفات شامل 4505 صفت بود که کتل در مرحله اول این صفات را به 171 رگه تقلیل داد و درنهایت بعد از بررسی همبستگی میان این رگهها این صفات را به 36 صفت محدود ساخت.
کتل درنهایت در سال 1975 بعد از تحلیل عاملی مجدد 16 عامل متمایز را تبیین کرد و تحت عنوان آزمون شخصیت کتل (16PF) یا Sixteen Personality Factor Questionnaire (16PF) متنشر کرد. در ادامه قصد داریم بعد از بررسی نظریه کتل به توضیح عوامل مرتبه اول و عوامل مرتبه دوم بپردازیم.
برخلاف نظریات قبلی که درباره شخصیت بیان میشد، کتل معتقد بود شخصیت را میتوان شناخت، طبقهبندی کرد و مورد مطالعه قرار داد. او معتقد بود با استفاده از ابزارهایی که بعداً مبدع آن بود مثل تست شخصیت کتل (16PF)، میتوان ویژگیها و رفتارهای افراد را از طریق مطالعه علمی و بر اساس صفات زیربنایی شخصیت، پیشبینی کرد. نظریهپردازان حوزهی صفات شخصیتی افرادی همچون آیزنک، آلپورت، مک کری و کاستا بودند. او همچنین معتقد بود رشد شخصیت بهصورت مرحلهای بوده و از کودکی تا پیری قابلبررسی است. سرانجام او از طریق روشهای تحلیل عاملی توانست صفات شخصیتی را شناسایی و آنها را در ابزار ابداعی خودش بگنجاند و عواملی را که سازنده شخصیت هستند را اندازهگیری کند.
این آزمون شخصیت انسان را به 16 بعد اساسی تقسیم میکند که شامل عواملی مانند گرم بودن، استدلال، ثبات عاطفی، تسلط، سرزندگی، آگاهی از قانون، جسارت اجتماعی، حساسیت، هوشیاری، انتزاعی بودن، حریم، دلهره، گشادگی، اعتماد به نفس، کمالگرایی و تنش میباشد. در این بخش قصد داریم تا کمی مفصل تر درباره این 16 عامل صحبت کنیم:
عوامل مرتبه اول(که اصطلاحاً رگههای عمقی گفته میشود) ابتدا از طریق پرسشنامه شناسایی میشود و پساز آن از طریق مشاهده در موقعیتهای زندگی روزمره کامل میشوند. در ادامه به بررسی عوامل مرتبه اول تست شخصیت کتل (16PF)، خواهیم پرداخت:
ادواریخوها مشاغلی را ترجیح میدهند که در آن موقعیت اجتماعی پررنگ است و با مردم سروکار دارد. فروشندگان، مددکاران اجتماعی، و معلمین بیشتر از بین ادواریخوها هستند.
آنها در مشاغل تولیدی نمیتوانند پاسخگوی سرعت ناگهانی باشند و شغلهای مناسب این افراد شامل: حسابداری، پژوهشگری، و مهندسی است.
باید توجه داشت که در تست شخصیت کتل (16PF)، هوش بهعنوان عاملی در قلمرو شخصیت بکار رفته و نمره هوش بهدستآمده در این آزمون کنش هوش باتوجه به نوع سازمانیافتگی شخصیت است.
افرادی که در قطب مثبت هستند کمتر احتمال دارد دچار بیماریهای خلقی از قبیل افسردگی شوند.
رغبتها و تواناییها: در این قطب از عامل L افراد علاقهمند به زندگی درونی(درونگرایی) هستند.
در تست شخصیت کتل(16PF) و در عامل O+، افراد با جدالهای درونی در تعارض هستند که آنها را در معرض برانگیختگیهایی قرار میدهد که قابلمهار و کنترل نیستند. افراد در این حیطه مستعد اختلالاتی از قبیل: اضطراب شناور، افسردگی اضطرابی، هراس و ضعف روانی میباشند .
افراد در قطب منفی عامل O، آسوده و غیر حساس هستند.
این افراد اصطلاحاً بنیادگرا نامیده میشوند. آنها خود را بیشتر درونگرا جلوه میدهند همچنین آنها بیشتر به رویدادهای اساسی علاقهمند بوده و بهطورکلی امور عقلی را بیشتر ترجیح میدهند.
این عامل و سه عامل بعدی با یک حرف مشخصشدهاند زیرا موجودیت آنها در سلسله عوامل زمینهساز ارزشیابیها ثابت نشده است.
در تست شخصیت کتل (16PF)، همانطور که از نام این عامل مشخص است، در قطب مثبت فردی را نشان میدهد که مصمم است و عادت دارد خود را بهتنهایی رهبری کند. ممکن است الزاماً در روابط با دیگران سلطهجو نباشد.همچنین در قطب منفی این عامل، افراد دوست دارند مورد تأیید دیگران قرار بگیرند و تابع مقررات و آدابورسوماند و از دیگران پیروی میکنند.
بر اساس تست شخصیت کتل (16PF)، کسانی که در عامل Q3 غنی هستند توانایی مهار رفتار و هیجانات خود را داشته، باهوش و دارای دقت عمل خوبی هستند و درعینحال نیز لجباز هستند. این افراد اگر در گروهها باشند؛ عینیت گروه و کارآمدی گروه افزایش مییابد.
در تست شخصیت کتل (16PF) و در عامل Q4، افراد مهیج، در پیچوتاب، تحریکپذیر و ناشکیبا هستند. این افراد بیش از ظرفیت و توان خودکار و فعالیت انجام میدهند و نمیتوانند غیرفعال باشند.
در جدول شماره١ سؤالهای مربوط به هر عامل برحسب موضع پاسخها (بله، بين اين دو، نه) منعكس گرديده اســت. در اين پرسشنامه در اصل ١٨٤ سؤال وجود دارد كه با افزايش ٣ سؤال (٢ سؤال اول بهمنظور قرار دادن آزمودني در جو آزمايش و سؤال آخر بهمنظور وارسي بازخورد او در پايان آزمايش)، تعداد كل سؤالها به ١٨٧ سؤال میرسد.
نمرهگذاری برحسب جدول شماره ١ بهصورت ٢، ١ و صفر در نظر گرفته میشود. درصورتیکه جواب آزمودني مطابق با موضع تعیینشده، در اين جدول باشد، نمره ٢و درصورتیکه گزينه وسط (بين اين دو) انتخابشده باشد نمره ١ و در غير اين صورت صفر در نظر گرفته میشود. فقط مسئله در مورد عامل B فرق میکند. در اين عامل جواب صحيح ١ نمره دارد و نمره جوابهای ديگر صفر است.
وقتي به اینترتیب نمرات خام به دست آمدند، آنها را میتوان با مراجعه به جدول شماره ٢ (هنجار خارجي) و جدول شماره ٣ (هنجار ايراني)، به نمرات طراز شـده، تبديل كرد و بر مبنای اين نمرات، نيمرخ فرد را ترسيم نمود (شكل شماره ١). اگر نمره فردی در نمرات طراز شده بين ٤ تا ٧ باشـد در حد متوسط قرار دارد. ولي وقتي اين نمرات در محدوده ١، ٢ و ٣ يا ٨، ٩ و ١٠ قرار میگیرد، تفسير از اهميت بيشتری برخوردار است.
در جدول شماره ١ نمرات تراز شـده بر اساس آزمايش ٢٥٢ آزمودني ١٩ تا ٢٥ سـاله دارای تحصيلات متوسطه يا عالي، ارائهشده است. به كمك اين جدول میتوان نمرات خام هر آزمودني را به نمرات تراز شده تبديل كرد.
بر اساس يك نمونه ٤٠٢ نفری از دانشـجويان دانشـگاه تهران، در حد دوره كارشـناسي در گستره سني ١٨ تا ٢٨ سال، جدول هنجار ايراني (جدول شــماره ٢) تهیهشده است.
٨ عامل مرتبه دوم بر اساس ١٦ عامل مرتبه اول، به دست میآید. برای به دست آوردن نمرات مربوط به هر عامل مرتبه دوم، محاسبات خاصي وجود دارد. بهعنوانمثال: عامل كنترل بر اساس دو عامل G وQ3 كه تأثیر هریک براساس ضريبي كه به هرکدام تعلق ميگيرد مشخص ميشود. بعد از محاسبات اوليه مقدار بهدستآمده در هر عامل بر ١٠ تقسيم ميشود و به نمره استاندارد تبديل میگردد. تفسير نمرات استاندارد مربوط به هر عامل مانند عوامل مرتبه اول اسـت. يعني نمرات ١ ، ٢و ٣ در قطب منفي و ٨، ٩ و ١٠ در قطب مثبت قرار ميگيرد و نمرات ٤، ٥، ٦ و ٧ در حد وسط هستند. همچنين نحوه محاسبه برخي از عوامل برای مردان و زنان متفاوت است. نحوه محاسبه عوامل مرتبه دوم در جدول شماره ٤ آمده است.