ارزیابی سازمانی

بسته ارزیابی سازمانی برای سنجش توانمندی‌های ذهنی کارکنان یک سازمان آماده شده و وضعیت روانشناختی سازمان را در قالب ۱۰ فاکتور سلامت روان مانند افسردگی، اضطراب و ... مورد بررسی قرار می‌دهد. همچنین کارکنان سازمان از نظر ۲۲ توانایی شناختی پایه شامل توجه، تمرکز، بازداری، سرعت پردازش، حافظۀ کاری، سازماندهی و برنامه‌ریزی و ... مورد ارزیابی قرار می‌گیرند و وضعیت میانگین کارکنان و همچنین آمار فردی این شاخص‌ها ارائه می‌شود.

۹۲۰,۷۰۰ تومان

تعداد ثبت نام

۱۹۷

تعداد آزمون‌ها

۱۰

رده سنی

۱۸ سال به بالا

زمان تقریبی

۲ ساعت

امتیاز

۴.۶

سازمان­‌ها و مجموعه‌های پیش­رو، منابع انسانی را به عنوان یک اصل لازم و ضروری برای رشد حیات کاری خود مورد توجه قرار می‌دهند. آن‌ها اهمیت این حوزه را از ابتدای فرآیند جذب و بکارگیری هر نیروی کاری مدنظر قرار داده و همواره در تلاش هستند با بررسی­‌ها و سنجش‌­های لازم، هزینه­‌های جذب و حتی خروج نیرو را کاهش دهند. برای مدیران منابع انسانی، کیفیت فرایند بررسی کارکنان بسیار مهم است و مواردی همچون دقت روش ارزیابی، مدت زمان آن، سهولت فرآیند اجرا برای نیروی متقاضی کار و کاربردی بودن گزارش سنجش را در نظر می‌گیرند.

یکی از مهم‌ترین و پرتکرارترین شیوه‌های ارزیابی برای کارکنان یک سازمان، سنجش روانشناختی است؛ سنجش­‌هایی که ابعاد مختلف روان از مؤلفه‌های شخصیت و هوش گرفته تا سلامت‌روان را مورد بررسی قرار می‌دهند و به عنوان عصای دست مصاحبه­‌گران در فرآیند استخدام عمل می‌کنند.

امروزه روش­‌های سنجش و مفهوم پردازی­‌های مبتنی بر علوم شناختی، به کاربست­‌های متعددی از جمله ارزیابی­‌های سازمانی رسیده است. با یک جستجوی ساده، به راحتی می‌توان استفاده از این علم را در مجموعه‌های پیش­گام علم و تکنولوژی در دنیا مشاهده کرد. بسیاری از مدیران سازمانی نیز به دلایل متعددی این شیوه‌های مدرن سنجش را اولویت خدمات ارزیابی خود قرار داده‌اند.

ما در مجموعه نیکارو تلاش کرده‌ایم هزینه‌های سنگین پیش­گام بودن در این حوزه را در ایران به جان بخریم و این خدمات را بر اساس شواهد علمی و استانداردهای بین‌المللی برای جامعه ایرانی ارائه دهیم و عهد بسته‌ایم همواره در مسیر توسعه، گسترش و بهبود خدمات به مخاطبین خود، پایدار بمانیم. خدمات ارزیابی سازمانی نیکارو تنها به سنجش‌های بدو استخدام محدود نیست و شما می­‌توانید از این ارزیابی­‌ها، برای کارکنان مشغول به کار خود نیز استفاده کنید. این امر می‌­تواند به شناسایی و حل چالش­‌های موجود و صرفه‌جویی در زمان و هزینه کمک کند؛ چرا که می‌تواند هزینه‌های خروج نیرو را کاهش دهد.

فاکتورهای سلامت روان سازمان

در نیمرخ سلامت روان که بر اساس یکی از جدیدترین ابزارهای ارزیابی روز دنیاست، شاخص‌هایی مانند اضطراب جسمانی، افسردگی، افکار مزاحم و ... مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. در بسته ارزیابی شناختی سازمانی، وضعیت کارکنان سازمان از نظر روانشناختی در قالب یک نمودار کلی ارائه می‌شود. همچنین وضعیت سلامت روان در شاخص‌های مختلف به تفکیک برای هر فرد مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. در کنار آن توصیه‌هایی به مدیر سازمان ارائه می‌شود که با بهره‌گیری از آن‌ها می‌تواند به بهود وضعیت سلامت روان افراد، و در نتیجه آن بهبود عملکرد کاری فرد کمک کند. شاخص‌هایی که در نمیرخ سلامت روان فرد مورد ارزیابی قرار می‌گیرد عبارتند از:

هیجان‌پذیری

هیجان‌پذیری یکی از ابعاد مهم شخصیت است و به معنای تمایل فرد به تجربۀ بیشتر، شدیدتر و طولانی‌تر هیجانات منفی است. این هیجانات منفی می‌تواند شامل اضطراب، نگرانی، ترس، خشم، شرم و خجالت و یا ناامیدی و غم باشد.

افراد با هیجان‌پذیری بالا مستعد نگرانی و اضطراب بیشتر هستند، گرایش بیشتری به تجربۀ خشم یا کینه‌توزی دارند و به هنگام مواجه شدن با موانع، حالات درماندگی و ناکامی و ناامیدی را زودتر و شدیدتر از دیگران تجربه می‌کنند. در مقابل، افراد با هیجان‌پذیری پایین در برابر هیجانات منفی راحت‌تر و پذیراتر هستند و زودتر به حالت عادی برمی‌گردند. افرادی با ثبات بیشتر، آرام و راحت هستند، تحمل بیشتری در برابر ناکامی دارند و در موقعیت‌های پراسترس، شرایط را به نحو بهتری مدیریت می‌کنند.

خلق و خوی مثبت

به طور کلی افراد با خلق و خوی مثبت، هیجانات مثبت را با فراوانی و شدت بیشتری تجربه می‌کنند. این افراد روحیۀ شاد و بشاشی دارند و انگار که به محیط و اطرافیان خود انرژی و هیجانات مثبتی می‌بخشند. این افراد در شرایط سخت نیز روحیۀ خود را حفظ کرده و با اطمینان و مثبت‌نگری بیشتری دست به عمل می‌زنند و کمتر مستعد ابتلا به اختلالاتی همچون افسردگی و اضطراب هستند.

افسردگی

افسردگی، حالت خلقی بسیار شایعی است که می‌تواند عملکرد افراد در زندگی روزمره و شغلی را با چالش مواجه کند. افرادی که خلق افسرده را تجربه می‌کنند، عموماً غمگینی و ناامیدی زیادی را تجربه می‌کنند، حتّی اگر به ظاهر هیچ دلیل خاصی برای آن پیدا نکنند.  احساس شکست خورده بودن، ناتوانی و بی‌کفایتی، بی‌ارزشی و ناامیدی از خود، از احساسات رایج در افراد افسرده است. افسردگی همچنین می‌تواند خود را با میل به انزوا، کاهش علاقه‌مندی به ارتباطات اجتماعی و کاهش فعالیت‌های زندگی نشان دهد. 

برانگیختکی خود به خودی

افرادی که در این مؤلفه نمرۀ بالایی دارند، هیجانات و احساسات منفی خود را عموماً به شکلی بدنی تجربه می‌کنند. لرزیدن دست و پا، سرخ شدن، تعریق کردن زیاد، تپش قلب، تنگی قفسۀ سینه، احساس خفگی و نفس کم آوردن از جمله حالاتی است که این افراد تجربه می‌کنند. این افراد در موقعیت‌هایی که ممکن است از نظر دیگران چندان اضطراب برانگیز نباشند، زودتر به هم می‌ریزند و از نظر بدنی واکنش نشان می‌دهند و برایشان سخت است که بتوانند خود را آرام کنند و بر موقعیت مسلط شوند. 

اضطراب جسمانی

همۀ ما به درجات گوناگونی نگران سلامتی خود هستیم و سعی می‌کنیم با ایجاد عادات سالم، از بیمار شدن خود جلوگیری کنیم. با این حال افرادی که اضطراب جسمانی بالایی دارند، مشغولیت ذهنی و نگرانی زیادی را دربارۀ سلامتی خود تجربه می‌کنند. این افراد مدام نگرانند مبادا بیمار شوند و به همین دلیل به راهکارهای مختلفی برای جلوگیری از بیماری دست می‌زنند. افرادی که اضطراب جسمانی بالایی دارند، ممکن است هر نوع حالت بدنی خود را نشانۀ نوعی بیماری بدانند یا از آن بترسند. نگرانی‌های شدید در این زمینه، ممکن است سبب رفتارهایی وسواسی شده و بنابراین در عملکرد روزمره، تحصیلی و شغلی فرد مشکل ایجاد کند.

افکار مزاحم

افکار مزاحم به معنای تجربۀ افکاری است که از کنترل فرد خارج هستند و سبب می‌شوند فرد در کارهای عادی خود دچار مشکل شود و یا نیاز به تلاش زیادی برای کنترل این افکار داشته باشد. در واقع در حالات شدید، این‌ها همان افکار وسواسی هستند که زندگی فرد را مختل می‌کنند و میتوانند محتواهای متفاوتی داشته باشند. 

نگرانی‌های اجتماعی

افراد با نگرانی‌های اجتماعی، در موقعیت‌های اجتماعی اضطراب زیادی را تجربه می‌کنند. این افراد هنگام معاشرت با دیگران دچار اضطراب می‌شوند، دوست ندارند در مرکز توجه باشند، مدام در ذهن خود به این فکر می‌کنند که از دید دیگران چطور به نظر می‌رسند و آیا به اندازۀ کافی ظاهر، رفتارها و عملکردشان خوب هست یا نه. برخی از این افراد، ممکن است در تعاملات خود زیاد مشکل نداشته باشند اما اضطراب عملکرد بالایی دارند؛ یعنی هنگام انجام کارها در برابر دیگران در موقعیت‌های شغلی و اجتماعی، اضطراب زیادی را تجربه کنند که سبب اخلال در عملکرد آن‌ها می‌شود.

تجربه مجدد رویداد تروماتیک

تروما به معنای رویداد بسیار سخت و آسیب زننده‌ایست که فرد و زندگی او را به خطر می‌اندازد. رویدادهایی همچون حوادث طبیعی، سوانح و مورد آسیب قرار گرفتن می‌توانند ماهیت تروماتیک داشته باشند و فرد را دچار آسیب روانی کنند. این افراد ممکن است مدام آن تجربۀ آسیب‌رسان را در ذهن خود مرور کنند که آنها را آشفته می‌کند. افرادی که این افکار را با شدت زیادی تجربه می‌کنند، تمرکز کردن بر لحظۀ حال برایشان سخت می‌شود و ممکن است از مشکلات تمرکز و حافظه یا اضطراب و افسردگی رنج ببرند.

اجتناب تجربی

اجتناب تجربی به معنای اجتناب و فراری بودن از تجارب درونی‌ است. این تجارب درونی می‌تواند شامل احساسات و هیجانات، خاطرات و تصورات و حالات بدنی ما باشد. افرادی که اجتناب تجربی بالایی دارند، تمام تلاششان را می‌کنند که از حالات درونی خود فاصله بگیرند، آنها را سرکوب کنند و احساس نکنند. مثلاً ممکن است فرد باور داشته باشد زندگی باید بدون درد و رنج باشد و تمام تلاش خود را بکند که از هر نوع تجربۀ منفی دوری کند. 

افرادی که اجتناب تجربی را به شکل شدیدی تجربه می‌کنند، به شدّت تلاش می‌کنند خاطرات و احساسات ناخوشایند خود را سرکوب کنند و حتّی ممکن است دست به هرکاری بزنند تا از این احساسات رها شوند، مثلاً اعتیاد به تلفن همراه و اینترنت، پرخوری، مصرف سیگار و مواد مخدر و الکل، خوابیدن و کارهای مشابه دیگر.

برون‌گرایی

برون‌گراها افرادی هستند که شبکۀ اجتماعی وسیع‌تری دارند. برای این افراد کمّیت و فراوانی روابط مهم‌ است. دوستدار دیگران هستند و تمایل بیشتری به شرکت در اجتماعات، مهمانی‌ها و کارهای گروهی دارند. معمولاً پرانرژی بوده و همیشه مشغول فعالیت‌اند و زندگی پرتحرکی دارند. 

درون‌گراها را نمی‌توان به آسانی تعریف کرد! در برخی جوانب، درون‌گرایی را می‌توان با نبود ویژگی‌های برون‌گرایی توصیف نمود. درون‌گرایان افرادی محافظه کار، مستقل و تکرو هستند ولی به هیچ وجه تنبل یا کند یا دوست نداشتنی نیستند. این افراد معمولاً خجالتی و تنها هستند. البته این مطلب به معنای آن نیست که اضطراب اجتماعی دارند. کیفیت روابط برایشان بیشتر مهم است و روابط محدود اما با عمق بیشتر دارند و به همین دلیل کمتر معاشرتی و صمیمی به نظر می‌رسند. درون گرایان کارهای انفرادی را بیشتر ترجیح می‌دهند و به تنهایی و اجتناب از همکاری اجتماعی فعالانه تمایل بیشتری دارند. شلوغی و تحریکات محیطی زیاد، آنها را از نظر ذهنی زودتر خسته می‌کند. لزوماً ناشاد نیستند بلکه صرفاً شادی را کمترنشان می‌دهند و ظاهری آرام دارند.

۲۲ شاخص فردی در بسته ارزیابی سازمانی

در بسته ارزیابی سازمانی علاوه بر وضعیت سلامت روان سازمان، ۲۲ توانمندی ذهنی پایه نیز مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و وضعیت کلی کارکنان در قالب یک نمودار میانگین و همچنین به صورت تفکیک‌شده برای هر فرد ارائه می‌شود. سپس کارکنان دارای عملکرد برتر در هر توانمندی مشخص می‌شوند که با استفاده از آن می‌توان مناسب‌ترین مسئولیت‌ها را به افراد تفویض کرد. در ادامه بر اساس وضعیت شاخص‌های ارزیابی شناختی افراد، توصیه‌هایی به مدیر می‌شود که با عمل به آن‌ها می‌تواند به بهبود شاخص‌هایی که فرد در آن ضعف دارد، کمک کند. شاخص‌های بسته ارزیابی سازمانی عبارتند از:

توجه

محیط اطراف ما همواره پر از اطلاعات و محرک‌های گوناگون است. اگر قرار بود مغز ما تمام این اطلاعات را پردازش کند، چه اتفاقی می‌افتاد؟ 

یکی از مهم‌ترین کارکردهای مغز فیلتر کردن اطلاعات است. توجه برای ما مثل یک صافی عمل می‌کند و کمک می‌کند مهم‌ترین و مرتبط‌ترین اطلاعات را انتخاب کنیم. بنابراین توجه را می‌توانیم درگاه ورودی ذهن بدانیم. بدون عملکرد توجهی خوب، بسیاری از اطلاعات را از دست می‌دهیم و نمی‌توانیم آنها را در ذهن نگه داریم.

اطلاعات از طریق حواس پنجگانه دریافت شده و بعد وارد ذهن می‌شوند. در این میان دو حس بینایی و شنوایی در عملکردهای روزانه، تحصیلی و حرفه‌ای ما بسیار نقش دارند. توانایی توجه نیز برای این دو حس، به شکلی مجزا عمل می‌کند. یعنی سطح توجّه دیداری و شنیداری ما ممکن است با یکدیگر متفاوت باشد. 

توجه پایدار

همانطور که در بخش شاخص توجه گفتیم، برای وارد کردن اطلاعات مهم به ذهن، نیاز به توجه مطلوب داریم. اما مرحلۀ بعد این است که بتوانیم در مدّت زمان طولانی آن اطلاعات مهم را در ذهن خود روشن نگه داریم تا بتوانیم روی آنها کار کنیم. مثل زمانی که برای مدّتی طولانی مطالعه می‌کنیم. 

بنابراین انجام فعالیت‌هایی که مستلزم عملکرد پایدار فرد در مدّت زمانی طولانی است، به توجه پایدار نیاز دارد. توجه پایدار سبب می‌شود بتوانیم هوشیاری خود را حفظ کنیم، بر کار یا فعالیت مورد نظرمان متمرکز بمانیم و حتّی درصورت تغییر شرایط یا وجود محرک‌های مزاحم محیطی، تلاشی مستمر و مداوم داشته باشیم. 

تمرکز

فرض کنید در حال انجام دادن تکلیفی مهم هستید و ناگهان صدای پیامک تلفن همراه خود را می‌شنوید. چه کار می‌کنید؟ آیا همچنان روی کار خود متمرکز می‌مانید یا پیامتان را چک می‌کنید؟ پاسخ به این سؤال به وظیفۀ مهمی به نام تمرکز اشاره دارد. 

توانایی تمرکز بر کاری که در حال انجام است و نادیده‌گرفتن عوامل حواس‌پرتی، یکی از اساسی‌ترین مهارت‌های هر فرد است. 

اگرچه تمرکز و توجّه بسیار به یکدیگر مرتبط هستند، یک تفاوت اساسی میان آنها وجود دارد و آن این است که توجه؛ به افکار و محرک‌های مهم اجازۀ ورود می‌دهد، اما تمرکز کمک می‌کند چیزهای نامربوط وارد ذهن ما نشوند. در واقع تمرکز بیشتر به نادیده گرفتن عوامل حواس پرتی اشاره دارد و توجه، به معنای توانایی ما برای  اجازۀ ورود دادن به محرک‌های مهم است.

بازداری

معمولاً هنگام مطالعه یا انجام کارها و تکالیف، چیزهای زیادی به طور ناگهانی یا خودکار ما را از مسیرمان دور می‌کنند؛ مثلا صحبت با دیگران، میل به بلند شدن و راه رفتن، و یا چک کردن تلفن همراه. اگر بتوانیم در حین انجام کارها، كنترل خوبی بر این رفتارها و افکار داشته باشیم، قطعاً کارآمدتر خواهیم بود.

بازداری یا مهار پاسخ، به توانایی کنترل پاسخ‌های ناگهانی يا خودکار (تکانشی) و ابراز پاسخ‌های مؤثر گفته مي‌شود. این توانایی، چیزی مثل ترمز برای مغز است و یکی از کارکردهای اجرایی ما است که به پیش‌بینی، برنامه‌ریزی و تعیین هدف کمک می‌کند.

سرعت پردازش

سرعت پردازش در یادگیری، عملکرد تحصیلی، رشد ذهنی و استدلال نقش زیادی دارد. این توانایی به این موضوع اشاره دارد که فرد چقدر سریع می‌تواند اطلاعات موجود در محیط را دریافت و پردازش کند؛ مثلاً محرک‌های دیداری همچون حروف و اعداد، محرک‌های شنیداری همچون صدای معلّم یا ریتم موسیقی و محرک‌های حرکتی همچون توپی که با سرعت به طرفمان پرتاب می‌شود. 

سرعت پردازش با هوش عمومی ارتباط زیادی دارد اما ضعف آن الزاماً به معنای کم هوش بودن نیست؛ بلکه نشانگر برخی تفاوت‌های فردی در انجام کارها و تکالیف گوناگون است. این توانایی با کارکردهای شناختی دیگر مثل برنامه‌ریزی، تعیین هدف، تصمیم گیری، آغازگری و توجه ارتباط نزدیکی دارد. همچنین سرعت پردازش خوب به فرد کمک می‌کند بتواند به آسانی کارهای ساده‌ای که قبلاْ آنها را یاد گرفته، انجام دهد. 

عملکرد حسی حرکتی (سرعت واکنش)

سرعت واکنش شامل فرآیند دریافت پیام‌های حسی (ورودی حسی) و تولید پاسخ (خروجی حرکتی) است. ما همواره اطلاعات حسی مرتبط با بدن و محیط خود را از طریق سیستم های حسی (بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی، لامسه) دریافت می‌کنیم و بعد این اطلاعات حسی را مورد سازماندهی و پردازش قرار می‌دهیم تا بتوانیم پاسخ حرکتی به‌ موقعی را در ارتباط با کارهای روزمره و تکالیف و کارهای هدفمند خود ابراز کنیم.

هدف سنجش سرعت واکنش، شناسایی مشکلات مرتبط با یکپارچه کردن سیستم حسی و حرکتی است؛ یعنی چقدر زمان می‌برد فرد متناسب با اطلاعات حسی که دریافت کرده، پاسخ حرکتی مناسبی را تولید کند؛ مثلاً اینکه از لحظه‌ای که توپ به سمت ما پرتاب می‌شود تا زمانی که برای گرفتن آن حرکت می‌کنیم

 مشکلات روان‌شناختی، هیجانی و یادگیری می‌توانند بر زمان واکنش افراد اثر بگذارند. سطوح بالای اضطراب، احساس ناامنی یا ترس از اشتباه کردن هم می‌تواند سبب تردید فرد و کاهش زمان واکنش او شود.

مداومت

برای همۀ ما پیش آمده است که از خود پرسیده باشیم چه چیزی باعث می شود بعضی از افراد در انجام کارهایشان مداومت و پایداری و استمرار داشته باشند و برخی نه. یکی از عواملی که می تواند پیش بینی کننده توانایی فرد برای ادامه دادن انجام یک کار باشد، شاخص مداومت است. عملکرد افراد در این شاخص، اگرچه به توانایی ذهنی آنها برمی‌گردد، اما به مواردی از قبیل انگیزه، خستگی بدنی یا ذهنی و مخالفت‌جویی نیز وابسته است. بنابراین اگر به‌صورت کلی در بیشتر کارها فردی با پشتکار هستید و گاه در بعضی موارد احساس عدم میل به ادامه دادن و کاهش سخت‌کوشی را تجربه می کنید ممکن است به دلیل بی انگیزگی و یا خستگی شما باشد و این امری طبیعیست. 

با این حال، شاخص تداوم را بایستی یکی از جنبه های تفاوت فردی نیز در نظر داشت. باید بپذیریم بعضی افراد از بعضی دیگر مداومت و پایداری بیشتری در انجام کارها دارند. 

دقت و ظرافت

اگر تا به حال به تایپ کردن افراد دقت کرده باشید، می‌بینید که برخی افراد بدون نیاز به اصلاح و با سرعت مشغول نوشتن و پیش رفتن هستند و برخی آهسته‌تر و یا با اصلاح زیاد پیش می­‌روند و بارها پیش می‌آید که انگشت خود را روی دکمۀ اشتباه می‌گذارند. شاخص دقت و ظرافت به سرعت و دقت لازم فرد در انجام کارهای ظریف اشاره دارد. کارهای ظریف به عملکرد هماهنگ مغز و عضلات و اندام‌های لازم برای انجام حرکات ظریف همچون انگشتان دست و پا بستگی دارد. انجام کارهای ظریفی همچون نوشتن (ظرافت دستخط)، خیاطی کردن، و برداشتن اشیاء کوچک به این توانایی وابسته است.  

 همچینن اگر شما در کاری مشغول هستید که برای زمان طولانی نیاز به ظرافت و دقت در عملکرد دارد، مثلا در خط تولید یک کارخانه مشغول به کار هستید، توانایی حرکات ظریف می تواند تاثیر مستقیمی بر کیفیت کار شما داشته باشد. این توانایی در بسیاری از مهارت‌های ورزشی نیز نقشی اساسی دارد. 

حافظه کاری کلامی

توانایی مغز برای حفظ اطلاعات و یادآوری آگاهانۀ آنها در صورت نیاز، حافظه نام دارد. حافظه را می‌توان یکی از مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین کارکردهای اجرایی مغز دانست. حافظه از يك سو ضامن حفظ و نگهداري تمامي خاطرات ماست و از سوی دیگر مسئول ذخيرۀ اطلاعاتي است كه از محیط دریافت می‌کنیم؛ درواقع تصوّر کردن یادگیری بدون وجود حافظه، امکان پذیر نیست!

یکی از اقسام حافظه، حافظۀ کاری کلامی است؛ یعنی جنبه‌ای از رمزنگاری اطلاعات در مغز که با محتویات کلامی و اعداد و ارقام مرتبط است؛ مثلاً وقتی که شخصی شماره تلفنش را به ما می‌گوید و تلاش می‌کنیم آن را در ذهن نگه داریم تا در اولین فرصت، آن را در دفترچه‌مان یادداشت کنیم.

بنابراین حافظۀ کاری کلامی در پردازش اطلاعات کلامی و متن‌های نوشتاری، استفاده از زبان، استدلال و حل مسأله نقش زیادی دارد. مطالعات نشان می‌دهند ظرفیت بالاتر حافظۀ کاری کلامی با هوش عمومی بالاتر، موفقیت‌های تحصیلی و حتی توانایی کنترل و مدیریت رفتارها، افکار و هیجانات جهت دستیابی به اهداف مهم (خودکنترلی) ارتباط دارد.

حافظه کاری دیداری-فضایی

یکی از انواع دیگر حافظۀ کاری، حافظۀ کاری دیداری-فضایی است. برخلاف حافظۀ کاری کلامی که با محتویات کلامی سر و کار دارد، این نوع از حافظه با نگهداری موقتی و پردازش اطلاعاتی مربوط است که جنبه‌های دیداری یا فضایی (ابعاد و مکان‌ها) دارند. مثل زمانی که اَشکال هندسی را روی تختۀ کلاس می‌بینیم و نگاهمان را روی دفتر می‌آوریم تا آنها را ترسیم کنیم. 

بنابراین عملکرد حافظۀ کاری دیداری فضایی با فعالیت‌های تحصیلی و مهارتی همچون توانایی خواندن، شناسایی اعداد و حروف، نوشتن، ریاضی، طراحی و ترسیم کردن، توانایی درک، تحلیل و کار با الگوها و تصاویر دیداری و کار کردن با اجسام سه بعدی ارتباط زیادی دارد.

موازی کاری

موازی کاری یا چندوظیفه‌گی به معنای انجام چند کار به صورت همزمان است. این کار مستلزم این است که فرد بتواند توجهش را با سرعت بالایی بین کارهای متفاوت جا به جا کند. برای مثال یک منشی لازم است به تلفن پاسخ دهد، قرارهای مهم را یادداشت کند، با سیستم کامپیوتر کار کند، پاسخ مراجعین را بدهد و مدام میان این کارها جا به جا شود. 

چندوظیفه‌گی مستلزم کارکردهای شناختی دیگری همچون برنامه‌ریزی، اولویت‌دهی، به تعویق انداختن کارها بر اساس میزان اهمیتشان و نادیده گرفتن اطلاعات غیرمرتبط با وظیفۀ جاری است. همچنین چندوظیفه‌گی توجه و تمرکز بسیار زیادی را می‌طلبد و بنابراین افرادی که در این دو مؤلفه برتری دارند، بهتر می‌توانند از پس انجام همزمان چندکار بربیایند. با این حال این نکته را نیز باید بدانیم که به طور ایده‌آل توصیه می‌شود افراد تا جای ممکن از چندوظیفه‌گی دوری کنند؛ زیرا بار زیادی را به مغز تحمیل می‌کند و درنهایت احتمال کاهش کیفیت کار فرد بالا می‌رود.

خلاقیت

احتمالا درباره خصوصیات بارز افراد توانمند زیاد شنیده‌­اید که یکی از ویژگی­‌های رشد­ دهندۀ خود را خلاقیت می‌­دانند. وجود افراد خلاق، علاوه بر کمک به حل چالش­‌ها، می‌تواند سرعت رشد را نیز بیشتر کند. زیرا افراد خلاق تا جای ممکن از پیروی از کلیشه‌ها و الگوهای رایج اجتناب می‌کنند و به راه‌حل‌های نوآورانه می‌اندیشند.

خلاقیت به معنای مسأله‌گشایی و توانایی ساختن و یا ارائه دادن چیزی نو و تازه است؛ خواه یک شی باشد و خواه یک ایده و یا راه حلی برای حل یک مشکل. خلاقیت به عنوان یک مهارت ذهنی پایه و کنشی اساسی برای موفقیت در بلند مدت مطرح شده است. افرادی که خلاقیت بالایی دارند، در برابر چالش‌ها و مسائل جدید کمتر احساس درماندگی می‌کنند و با نگاه گنجکاوانه‌تری به دنبال پیدا کردن راه حل هستند. این افراد از بیان ایده‌های جدید ترسی ندارند و می‌توانند زاویۀ نگاه خود به موضوعات را تغییر دهند. افراد خلاق معمولاً از آنجایی که به ایده‌های خود اعتماد دارند، اعتماد به نفس خوبی را نیز تجربه می‌کنند. 

مدیریت زمان

مدیریت زمان به توانایی استفادۀ بهینه از زمان اشاره دارد. مدیریت زمان به معنای توانایی تشخیص زمان لازم برای انجام کارها، پیش بینی درست زمان و توانایی اولویت دهی به کارها بر اساس زمان است. وقتی صحبت از مدیریت زمان می‌­شود احتمالا به کلمۀ نظم هم می‌رسیم؛ چرا که داشتن توانایی مدیریت زمان مناسب، بستر نظم و اقدامات برنامه ریزی شدۀ بعدی را فراهم می‌آورد. 

توانایی مدیریت زمان کمک می‌­کند پایش بهتری نسبت به فرآیندهای در حال اجرا داشته باشیم. افرادی که که توانایی مدیریت زمان بالایی دارند، معمولاً تکالیف و کارهای سنگین و پیچیده را به قسمت‌های کوچکتر و عملیاتی‌تری تقسیم می‌­کنند. این افراد همچنین می‌توانند برای هر هدف و خرده هدفی، زمان درست و متناسبی را پیش‌بینی کرده و در نظر بگیرند. این افراد معمولاً از غیرقابل پیش‌بینی بودن کارها اجتناب می‌کنند و مایلند برنامه‌های منظمی داشته باشند. مدیریت زمان به طور کلی کمک میکند به جای سخت کار کردن، بهینه‌تر و هوشمندانه‌تر کار کنید. 

استدلال و ادراک کلامی

استدلال کلامی به‌معنای توانایی فکر کردن با استفاده از کلمات است. استدلال و ادراک کلامی به توانایی درک کردن معانی و مفاهیم کلامی، نتیجه گیری کردن و پی بردن به روابط منطقی محتویات کلامی گفته می‌شود. به‌طور کلّی توانایی درک محتویات زبان، چه به شکل شنیداری باشد و چه به شکل متنی، نیازمند قدرت درک و استدلال کلامی است. 

توانایی استدلال  و درک کلامی، به دامنۀ واژگانی گسترده از جمله دانستن معنای کلمات و تسلط بر واژگان هم معنا، متضاد، جمع و مفرد و همچنین دانش مرتبط با دستور زبان و ساختارهای زبانی و املا و شکل نوشتاری کلمات وابسته است. قدرت درک مفاهیم، فرضیه‌سازی، پرسشگری، حدس زدن و کشف ارتباطات منطقی میان مفاهیم و جملات، زیربنای این توانایی را می‌سازد. 

حل مسأله

حل مسأله به معنای توانایی تعیین مسأله، مشخص کردن علّت‌های ایجاد مسأله، شناسایی و اولویت دادن به راه‌حل‌ها، پیدا کردن راه‌‌حل‌های جایگزین و در نهایت به‌کارگرفتن این راه‌حل‌هاست. بنابراین برای اینکه حل مسألۀ خوبی داشته باشیم، اول باید تشخیص دهیم مشکل چیست؟ در مرحلۀ بعد باید بتوانیم راه‌حل‌های ممکن برای مسأله را شناسایی کنیم. برای این کار، توانایی دیدن مسأله از زوایای گوناگون، بارش فکری و ایده‌پردازی، جمع‌آوری اطلاعات، در نظر گرفتن راه‌حل‌های عملی و ممکن و برنامه‌ریزی و اولویت‌دهی به راه‌حل‌ها ضرورت دارد.

بنابراین توانایی حل مسأله برخلاف تصور بعضی از ما، تنها به حل کردن مسائل درسی مربوط نمی‌شود. اینکه چه رشتۀ تحصیلی را انتخاب کنیم، چطور پول لازم برای خرید وسیلۀ مورد نیازمان را تهیه کنیم و چگونه دعوایی که بین دوستانمان ایجاد شده را سر و سامان دهیم، وابسته به مهارت حل مسأله است.

بعضی از افراد فکر می‌کنند فقط آدم‌های بسیار باهوش می‌توانند به خوبی مسائل و مشکلات گوناگون را حل کنند، این در حالی است که توانایی حل مسأله یک مهارت است که قابلیت یادگیری و ارتقاء دارد.

پایش عملکردی کارکنان در دوره ۹ ماهه

یکی از جنبه‌های ارزشمند ارزیابی شناختی این است که به ما نشان می‌دهد در پایان راه نیستیم و توانمندی‌های ذهنی ما می‌توانند بهبود و ارتقا پیدا کنند. با مطالعۀ مطالب ارائه شده در گزارش‌ها، مشاهدۀ ویدئوهای آموزشی، راهبردهای ارتقا و اقدامات پیشنهادی لازم، می‌توان عملکرد افراد را تا حد زیادی بهبود بخشید. ارزیابی‌ مجدد نیکارو این امکان را به مدیر سازمان می‌دهد که فرآیند تغییر را پایش کند و در ادامه، در زمان درست تصمیم مناسب را اتخاذ کند.

ارتقا و رشد مجموعه شما برای ما مهم و لذت‌بخش است و به همین دلیل در ادامۀ مسیر هم در کنارتان هستیم. نیکارو برای کاربران خود فرایندهای ارزیابی مجدد نه ماهه و دوازده ماهه و سایر خدمات را با حداقل هزینه انجام خواهد داد. 

به زودی ...

به زودی ...

به زودی ...

بسته ارزیابی سازمانی

سنجش توانایی‌های ذهنی با استفاده از جدیدترین آزمون‌های کامپیوتری و منطبق با استانداردهای جهانی توسط متخصصین روانشناس

ویژه ۱۸ سال به بالا