ارزیابی دانشآموزان
بسته ارزیابی دانشآموزان برای رده سنی ۷ تا ۱۸ سال آماده شده و ۲۱ توانایی شناختی پایه شامل توجه، تمرکز، بازداری، سرعت پردازش، حافظۀ کاری، سازماندهی و برنامهریزی و ... را مورد ارزیابی قرار میدهد. شناخت به موقع این توانمندیها و ارتقاء آنها به دانشآموزان کمک میکند تا گامی مثبت در جهت بهبود عملکرد تحصیلی و موفقیتهای آتی خود بردارند.
تعداد ثبت نام
۹۵۸
تعداد آزمونها
۷
رده سنی
۷ تا ۱۸ سال
زمان تقریبی
۲ ساعت
امتیاز
۴.۷
- توضیحات
- اعتبار آزمون
- نظرات کاربران
- سؤالات متداول
در حوزه آموزش با مفاهیم مهمی مانند موفقیت، یادگیری، استعداد و... روبرو هستیم. امروزه بسیاری از هزینهها و هدفگذاریها در فضای آموزش در جهت رشد و نیل به موفقیت و «توسعۀ فردی» صورت میگیرد. در این زمینه، عوامل درونی و بیرونی بسیار زیادی تأثیرگذار هستند. شاید مهمترین عامل درونی که بر عملکرد انسان اثر میگذارد، مفهومی به نام «توانمندیهای ذهنی» باشد. موضوعی که کمتر بهصورت صحیح و علمی مورد بررسی قرار میگیرد.
معمولاً افراد در موقعیتهای گوناگون، مورد قضاوت قرار میگیرند اما دلایل قوت و ضعف آنها، کمتر بررسی میشود. اینکه ما یاد میگیریم، درک میکنیم، ارتباط برقرار میکنیم، شاد و ناراحت میشویم، همگی به این دلیل است که از «تواناییهای شناختی» برخورداریم؛ اصطلاحی دقیقتر برای «توانمندیهای ذهنی».
در بسته ارزیابی دانشآموزی، بیست و یک توانایی شناختی پایه از جمله توجه، تمرکز، بازداری، سرعت پردازش، حافظۀ کاری، سازماندهی/برنامهریزی و … بر اساس شواهد علمی موجود و بهروز، مورد ارزیابی قرار میگیرد. ارزیابی و ارتقاء این توانمندیهای پایه میتواند نقش بسزایی در بهبود عملکرد تحصیلی و موفقیتهای آتی دانشآموزان داشته باشد. همچنین، داشتن تصویری جامع از این توانمندیها میتواند در خدمت ارزیابیهای دقیقتر برای هدایت تحصیلی و شغلی و استعدادیابی افراد قرار گیرد.
در پایان امیدواریم این مجموعه که حاصل تلاش شبانهروزی متخصصان ما است، نقش مؤثری در ارتقاء آموزش، سلامت و کیفیت زندگی افراد در کشور عزیزمان داشته باشد.
هوش و استعداد مهمتر است یا صبر و تلاش؟
سنجش هوش و استعداد، از دیرباز برای روانشناسان و مردم بسیار جذاب بوده است. اینکه بدانیم بهره هوشی بالایی داریم یا در حیطههایی مثل موسیقی، ورزش و... استعداد داریم، نهتنها باعث اعتماد به نفسمان میشود، بلکه در موفقیت ما نیز نقش زیادی دارد. افراد با استعداد، انگار در مسیر موفقیت چند گام جلوتر هستند و با سرعت بیشتری از دیگران سبقت میگیرند. اما آیا تمام داستان موفقیت همین است؟
بعد از حدود صد سال تسلط بیچون و چرای نبوغ و تواناییهای ذاتی، روانشناسان پی بردند که افراد نابغه الزاماً موفق نمیشوند. مشاهدات روانشناسان آنها را به سوی مطالعۀ جامع عوامل موفقیت سوق داد و در نتیجه موضوع دیگری، بسیار برجسته شد: تلاش عامدانه. روانشناسان دریافتند تکیۀ افراطی بر هوشمندی، مثل تیغ دولبهای است که میتواند سبب غرور یا اعتماد بیش از اندازه به استعدادهای ذاتی و کاهش تلاش فرد شود؛ اما واقعیت این است که پژوهشهای علمی نشان میدهند افرادی که با هوش متوسط در حال تلاش مداومی هستند، میتوانند گامهایی که افراد باهوش جلوتر بودند را پشت سر بگذارند و در مسیر موفقیت پیش بیافتند. بنابراین تکیۀ افراطی بر هوش سبب میشود این ویژگی خیلی زود ناکارآمد شود و دیگر جواب ندهد!
با این اوصاف تلاش عامدانه و هدفمند و استمرار است که در کنار شناسایی استعدادها میتواند ما را به سرآمد شدن نزدیک کند. ما در تیم نیکاروپلاس در مسیر شناسایی استعدادها و ظرفیتهای بالقوۀ ذهنی همراه شما هستیم، اما از آنجا که دغدغۀ موفقیت و رشد شما را داریم، شما را دعوت میکنیم به کسب مهارت، ارتقای دانش و تلاش و تلاش و تلاش!
۲۱ شاخص بسته ارزیابی دانشآموزان
در بسته ارزیابی دانشآموزان، ۲۱ توانمندی ذهنی پایه مورد ارزیابی قرار میگیرد و بر اساس این شاخصها، پیشنهاد کلاس انجام میشود تا دانشآموز بتواند بر اساس توانمندیهایی که دارد، مهارتهای خود را ارتقا دهد. همچنین تمرینات و راهبردهایی برای بهبود شاخصهایی که دانشآموز در آن ضعف دارد، ارائه میشود تا بتواند توانمندیهای خود را ارتقا دهد.
در بسیاری از موارد نقص دانشآموز در شاخصهایی مانند توجه یا تمرکز، با کمهوشی اشتباه گرفته میشود. در حالی که این شاخصها به راحتی میتوانند با انجام تمرینات خاص بهبود پیدا کنند. شناسایی و بهبود هرچه سریعتر این توانمندیهای شناختی، به شما کمک میکند تا فرزندتان را در مسیر رشد و موفقیت تحصیلی قرار دهید. شاخصهای بسته ارزیابی دانشآموزی عبارتند از:
توجه
محیط اطراف ما همواره پر از اطلاعات و محرکهای گوناگون است. اگر قرار بود مغز ما تمام این اطلاعات را پردازش کند، چه اتفاقی میافتاد؟
یکی از مهمترین کارکردهای مغز فیلتر کردن اطلاعات است. توجه برای ما مثل یک صافی عمل میکند و کمک میکند مهمترین و مرتبطترین اطلاعات را انتخاب کنیم. بنابراین توجه را میتوانیم درگاه ورودی ذهن بدانیم. بدون عملکرد توجهی خوب، بسیاری از اطلاعات را از دست میدهیم و نمیتوانیم آنها را در ذهن نگه داریم.
اطلاعات از طریق حواس پنجگانه دریافت شده و بعد وارد ذهن میشوند. در این میان دو حس بینایی و شنوایی در عملکردهای روزانه، تحصیلی و حرفهای ما بسیار نقش دارند. توانایی توجه نیز برای این دو حس، به شکلی مجزا عمل میکند. یعنی سطح توجّه دیداری و شنیداری ما ممکن است با یکدیگر متفاوت باشد.
توجه پایدار
همانطور که در بخش شاخص توجه گفتیم، برای وارد کردن اطلاعات مهم به ذهن، نیاز به توجه مطلوب داریم. اما مرحلۀ بعد این است که بتوانیم در مدّت زمان طولانی آن اطلاعات مهم را در ذهن خود روشن نگه داریم تا بتوانیم روی آنها کار کنیم. مثل زمانی که برای مدّتی طولانی مطالعه میکنیم.
بنابراین انجام فعالیتهایی که مستلزم عملکرد پایدار فرد در مدّت زمانی طولانی است، به توجه پایدار نیاز دارد. توجه پایدار سبب میشود بتوانیم هوشیاری خود را حفظ کنیم، بر کار یا فعالیت مورد نظرمان متمرکز بمانیم و حتّی درصورت تغییر شرایط یا وجود محرکهای مزاحم محیطی، تلاشی مستمر و مداوم داشته باشیم.
تمرکز
فرض کنید در حال انجام دادن تکلیفی مهم هستید و ناگهان صدای پیامک تلفن همراه خود را میشنوید. چه کار میکنید؟ آیا همچنان روی کار خود متمرکز میمانید یا پیامتان را چک میکنید؟ پاسخ به این سؤال به وظیفۀ مهمی به نام تمرکز اشاره دارد.
توانایی تمرکز بر کاری که در حال انجام است و نادیدهگرفتن عوامل حواسپرتی، یکی از اساسیترین مهارتهای هر فرد است.
اگرچه تمرکز و توجّه بسیار به یکدیگر مرتبط هستند، یک تفاوت اساسی میان آنها وجود دارد و آن این است که توجه؛ به افکار و محرکهای مهم اجازۀ ورود میدهد، اما تمرکز کمک میکند چیزهای نامربوط وارد ذهن ما نشوند. در واقع تمرکز بیشتر به نادیده گرفتن عوامل حواس پرتی اشاره دارد و توجه، به معنای توانایی ما برای اجازۀ ورود دادن به محرکهای مهم است.
بازداری
معمولاً هنگام مطالعه یا انجام کارها و تکالیف، چیزهای زیادی به طور ناگهانی یا خودکار ما را از مسیرمان دور میکنند؛ مثلا صحبت با دیگران، میل به بلند شدن و راه رفتن، و یا چک کردن تلفن همراه. اگر بتوانیم در حین انجام کارها، كنترل خوبی بر این رفتارها و افکار داشته باشیم، قطعاً کارآمدتر خواهیم بود.
بازداری یا مهار پاسخ، به توانایی کنترل پاسخهای ناگهانی يا خودکار (تکانشی) و ابراز پاسخهای مؤثر گفته ميشود. این توانایی، چیزی مثل ترمز برای مغز است و یکی از کارکردهای اجرایی ما است که به پیشبینی، برنامهریزی و تعیین هدف کمک میکند.
سرعت پردازش
سرعت پردازش در یادگیری، عملکرد تحصیلی، رشد ذهنی و استدلال نقش زیادی دارد. این توانایی به این موضوع اشاره دارد که فرد چقدر سریع میتواند اطلاعات موجود در محیط را دریافت و پردازش کند؛ مثلاً محرکهای دیداری همچون حروف و اعداد، محرکهای شنیداری همچون صدای معلّم یا ریتم موسیقی و محرکهای حرکتی همچون توپی که با سرعت به طرفمان پرتاب میشود.
سرعت پردازش با هوش عمومی ارتباط زیادی دارد اما ضعف آن الزاماً به معنای کم هوش بودن نیست؛ بلکه نشانگر برخی تفاوتهای فردی در انجام کارها و تکالیف گوناگون است. این توانایی با کارکردهای شناختی دیگر مثل برنامهریزی، تعیین هدف، تصمیم گیری، آغازگری و توجه ارتباط نزدیکی دارد. همچنین سرعت پردازش خوب به فرد کمک میکند بتواند به آسانی کارهای سادهای که قبلاْ آنها را یاد گرفته، انجام دهد.
حافظه کاری کلامی
توانایی مغز برای حفظ اطلاعات و یادآوری آگاهانۀ آنها در صورت نیاز، حافظه نام دارد. حافظه را میتوان یکی از مهمترین و شناختهشدهترین کارکردهای اجرایی مغز دانست. حافظه از يك سو ضامن حفظ و نگهداري تمامي خاطرات ماست و از سوی دیگر مسئول ذخيرۀ اطلاعاتي است كه از محیط دریافت میکنیم؛ درواقع تصوّر کردن یادگیری بدون وجود حافظه، امکان پذیر نیست!
یکی از اقسام حافظه، حافظۀ کاری کلامی است؛ یعنی جنبهای از رمزنگاری اطلاعات در مغز که با محتویات کلامی و اعداد و ارقام مرتبط است؛ مثلاً وقتی که شخصی شماره تلفنش را به ما میگوید و تلاش میکنیم آن را در ذهن نگه داریم تا در اولین فرصت، آن را در دفترچهمان یادداشت کنیم.
بنابراین حافظۀ کاری کلامی در پردازش اطلاعات کلامی و متنهای نوشتاری، استفاده از زبان، استدلال و حل مسأله نقش زیادی دارد. مطالعات نشان میدهند ظرفیت بالاتر حافظۀ کاری کلامی با هوش عمومی بالاتر، موفقیتهای تحصیلی و حتی توانایی کنترل و مدیریت رفتارها، افکار و هیجانات جهت دستیابی به اهداف مهم (خودکنترلی) ارتباط دارد.
حافظه کاری دیداری-فضایی
یکی از انواع دیگر حافظۀ کاری، حافظۀ کاری دیداری-فضایی است. برخلاف حافظۀ کاری کلامی که با محتویات کلامی سر و کار دارد، این نوع از حافظه با نگهداری موقتی و پردازش اطلاعاتی مربوط است که جنبههای دیداری یا فضایی (ابعاد و مکانها) دارند. مثل زمانی که اَشکال هندسی را روی تختۀ کلاس میبینیم و نگاهمان را روی دفتر میآوریم تا آنها را ترسیم کنیم.
بنابراین عملکرد حافظۀ کاری دیداری فضایی با فعالیتهای تحصیلی و مهارتی همچون توانایی خواندن، شناسایی اعداد و حروف، نوشتن، ریاضی، طراحی و ترسیم کردن، توانایی درک، تحلیل و کار با الگوها و تصاویر دیداری و کار کردن با اجسام سه بعدی ارتباط زیادی دارد.
سرعت واکنش
سرعت واکنش شامل فرآیند دریافت پیامهای حسی (ورودی حسی) و تولید پاسخ (خروجی حرکتی) است. ما همواره اطلاعات حسی مرتبط با بدن و محیط خود را از طریق سیستم های حسی (بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی، لامسه) دریافت میکنیم و بعد این اطلاعات حسی را مورد سازماندهی و پردازش قرار میدهیم تا بتوانیم پاسخ حرکتی به موقعی را در ارتباط با کارهای روزمره و تکالیف و کارهای هدفمند خود ابراز کنیم.
هدف سنجش سرعت واکنش، شناسایی مشکلات مرتبط با یکپارچه کردن سیستم حسی و حرکتی است؛ یعنی چقدر زمان میبرد فرد متناسب با اطلاعات حسی که دریافت کرده، پاسخ حرکتی مناسبی را تولید کند؛ مثلاً اینکه از لحظهای که توپ به سمت ما پرتاب میشود تا زمانی که برای گرفتن آن حرکت میکنیم
مشکلات روانشناختی، هیجانی و یادگیری میتوانند بر زمان واکنش افراد اثر بگذارند. سطوح بالای اضطراب، احساس ناامنی یا ترس از اشتباه کردن هم میتواند سبب تردید فرد و کاهش زمان واکنش او شود.
تغییر
توانایی تغییر، به توانایی فرد برای سازگار و هماهنگ کردن رفتارها، افکار و اعمالش با اتفاقات جدید و غیرمنتظره و یا تغییرات محیطی گفته میشود. توانایی تغییر نشان میدهد فرد چقدر میتواند درک کند کاری که انجام میدهد دیگر جوابگوی نیازها و شرایط محیط نیست و لازم است برای سازگاری با تغییرات موقعیت، تغییراتی در عملکرد خود ایجاد کند.
احتمالاً با مفهوم انعطافپذیری آشنا هستید؛ تغییر، همان فرآیند ذهنی زیربنای انعطافپذیری است که امکان سازگاری با محیط را فراهم میکند، بنابراین در یادگیری و حل مسأله نقشی اساسی دارد.
آغازگری
آغازگری به این معناست که فرد چقدر میتواند پیشقدم و شروع کنندۀ کارها باشد؛ مثلاً فعالیتهایی همچون آغاز انجام تکالیف یا کارهای روزمرۀ خانه، پاسخ دادن به سؤالات و مشارکت فعالانه در گفتوگوهای دیگران، بیان ایدهها و ارائۀ راهحلهایی برای مشکلات، همگی مستلزم توانایی آغازگری خوب هستند. توانایی آغازگری با ابتکار عمل، شروع کننده بودن، خلّاقیت و عدم وابستگی زیاد به دیگران برای ایده گرفتن و یا پیدا کردن نقطۀ شروع یک کار نیز ارتباط دارد.
بنابراین توانایی آغازگری، چندان ربطی به این ندارد که آیا کار برای فرد متناسب است و یا آیا به انجام دادن آن کار علاقه دارد یا خیر. گاهی اوقات ممکن است افراد کاملاً میل به انجام کاری را داشته باشند اما در شروع آن تأخیر زیادی داشته باشند.
سازماندهی / برنامهریزی
سازماندهی به این معناست که فرد میتواند هنگام یادگیری و یا به اشتراک گذاشتن اطلاعات، ایدهها و یا مفاهیم اصلی، به آنها نظم دهد. این توانایی شامل نظم دادن به مطالب کلامی و نوشتنی و درک نکات مهم و اصلی آنها است. طبیعتاً شیوهای که اطلاعات بر اساس آن بهشکل منظمی سازماندهی میشوند، نقش مهمی در یادگیری، به ذهن سپردن و بهیادآوردن آنها دارد. اگر فرد برای چیزهای جدیدی که یاد گرفته است سازماندهی و نظم ضعیفی داشته باشد، ممکن است نتواند از آن اطلاعات بهخوبی استفاده کند و یا آنها را بهیاد بیاورد.
برنامهریزی را میتوان بهطور خلاصه، توانایی فکر کردن دربارۀ آینده تعریف کرد. برنامهریزی به توانایی پیشبینی ذهنی شیوۀ صحیح انجام یک تکلیف یا رسیدن به هدف اشاره دارد. این توانایی به ما اجازه میدهد بتوانیم رویدادهای آینده را پیشبینی کنیم و برای خود اهدافی تعیین کنیم. همچنین شامل این است که بتوانیم اهداف خود و حالت پایانی و نتیجۀ کارهایمان را تصور کنیم و و بعد به گونهای برنامهریزی شده، مؤثرترین روشها یا گامهای لازم برای رسیدن به اهداف را مشخص کنیم.
نظارت
نظارت، به این توانمندی اشاره دارد که بتوانیم آگاهی خود را دربارۀ اینکه در دنیای پیرامونمان و در ذهن، بدن و دنیای خودمان چه میگذرد، حفظ و بهروز کنیم. نظارت به توانایی وارسی کردن کارها نیز اشاره دارد؛ یعنی اینکه آیا فرد میتواند عملکرد خودش را در طول انجام دادن کار یا پس از اتمام آن بررسی کند تا مطمئن شود آیا به اهداف خود رسیده است یا خیر. این توانایی شامل «نظارت شخصی» نیز میشود؛ یعنی اینکه فرد چقدر بر رفتارهای خودش نظارت دارد و متوجه اثرات رفتارش بر دیگران است.
اینکه ما متوجه نقاط قوّت و ضعف خود باشیم، عملکرد خود را رصد کنیم و اشتباهاتمان را کشف کنیم، عوامل شکست خود را شناسایی کنیم و بتوانیم از احساسات و حالات درونی خود آگاه باشیم، همگی وابسته به توانایی نظارت در ماست.
هوش هیجانی
هوش هیجانی به توانایی درک، ابراز، مدیریت و استفاده کردن از هیجانات برای برقراری ارتباط مؤثر و سازگارانه با دیگران گفته میشود. ما نه تنها نیاز داریم از احساسات خود باخبر باشیم و آنها را به شکل متناسبی ابراز کنیم، بلکه برای برقرای ارتباط مؤثر با دیگران، ضروری است بتوانیم احساسات آنها را درک کنیم، با آنها همدلی کنیم و پاسخهای احساسی مناسبی را ابراز کنیم.
بخشی از هوش هیجانی شامل توانایی تنظیم هیجان است. توانایی تنظیم هیجان، به این معناست که فرد بتواند از هیجانات خود آگاه باشد، بر آنها نظارت داشته باشد و شدّت و دفعات تجربۀ هیجانی خود را مدیریت کند. توانایی تنظیم هیجان ارتباط بسیار زیادی با سلامت روان و عملکرد مطلوب اجتماعی و فردی دارد.
افرادی که تنظیم هیجان خوبی دارند، در برابر ابتلا به مشکلاتی مثل پرخاشگری، افسردگی و اضطراب و حتّی بیماریهای جسمانی که ناشی از عوامل روانی هستند (اختلالات و علائم روانتنی؛ مثلاً مشکلات گوارشی، ناراحتیهای تنفسی، دردها و گرفتگیهای عضلانی) بیشتر ایمن هستند. همچنین این مؤلفه نقش بسیار زیادی در روابط اجتماعی افراد دارد.
استدلال و ادراک کلامی
استدلال کلامی بهمعنای توانایی فکر کردن با استفاده از کلمات است. استدلال و ادراک کلامی به توانایی درک کردن معانی و مفاهیم کلامی، نتیجه گیری کردن و پی بردن به روابط منطقی محتویات کلامی گفته میشود. بهطور کلّی توانایی درک محتویات زبان، چه به شکل شنیداری باشد و چه به شکل متنی، نیازمند قدرت درک و استدلال کلامی است.
توانایی استدلال و درک کلامی، به دامنۀ واژگانی گسترده از جمله دانستن معنای کلمات و تسلط بر واژگان هم معنا، متضاد، جمع و مفرد و همچنین دانش مرتبط با دستور زبان و ساختارهای زبانی و املا و شکل نوشتاری کلمات وابسته است. قدرت درک مفاهیم، فرضیهسازی، پرسشگری، حدس زدن و کشف ارتباطات منطقی میان مفاهیم و جملات، زیربنای این توانایی را میسازد.
حل مسأله
حل مسأله به معنای توانایی تعیین مسأله، مشخص کردن علّتهای ایجاد مسأله، شناسایی و اولویت دادن به راهحلها، پیدا کردن راهحلهای جایگزین و در نهایت بهکارگرفتن این راهحلهاست. بنابراین برای اینکه حل مسألۀ خوبی داشته باشیم، اول باید تشخیص دهیم مشکل چیست؟ در مرحلۀ بعد باید بتوانیم راهحلهای ممکن برای مسأله را شناسایی کنیم. برای این کار، توانایی دیدن مسأله از زوایای گوناگون، بارش فکری و ایدهپردازی، جمعآوری اطلاعات، در نظر گرفتن راهحلهای عملی و ممکن و برنامهریزی و اولویتدهی به راهحلها ضرورت دارد.
بنابراین توانایی حل مسأله برخلاف تصور بعضی از ما، تنها به حل کردن مسائل درسی مربوط نمیشود. اینکه چه رشتۀ تحصیلی را انتخاب کنیم، چطور پول لازم برای خرید وسیلۀ مورد نیازمان را تهیه کنیم و چگونه دعوایی که بین دوستانمان ایجاد شده را سر و سامان دهیم، وابسته به مهارت حل مسأله است.
بعضی از افراد فکر میکنند فقط آدمهای بسیار باهوش میتوانند به خوبی مسائل و مشکلات گوناگون را حل کنند، این در حالی است که توانایی حل مسأله یک مهارت است که قابلیت یادگیری و ارتقاء دارد.
چرخش ذهنی
چرخش ذهنی، فرآیندی ذهنی است که سبب میشود بتوانیم به طور ذهنی و تصوّری، مکان یا ابعاد موقعیتها را در ذهن خود بچرخانیم و از ابعاد مختلفی آنها را تصوّر کنیم. وقتی در ذهن خود اشیاء یا موقعیتها را میچرخانیم، لازم است بتوانیم بدون اینکه بدن و موقعیت مکانی خود را حرکت دهیم، حرکت اشیاء را در فضا تصور کنیم. برای مثال هنگام گنجاندن وسایل در یک فضا؛ مثلاً قرار دادن وسایلمان در چمدان، نیاز داریم بهخوبی ابعاد وسایل را درنظر بگیریم و آنها را در ذهن خود بچرخانیم تا بتوانیم به بهترین شکل در کنار هم قرارشان دهیم.
بنابراین توانایی چرخش ذهنی ارتباط زیادی با حافظۀ کاری دیداری دارد و به ما قدرت میدهد در ارتباط با محیط، موقعیت فضایی و وسایل پیرامون خود عملکرد بهتری داشته باشیم. این توانایی در مهارتهای ورزشی و هنری نقش بسیار زیادی دارد.
به زودی ...
به زودی ...
به زودی ...
بسته ارزیابی دانشآموزان
سنجش تواناییهای ذهنی با استفاده از جدیدترین آزمونهای کامپیوتری و منطبق با استانداردهای جهانی توسط متخصصین روانشناس