وبلاگ نیکارو

تکنیکهایی براي بهبود فرآیند خلاق

تکنیکهایی براي بهبود فرآیند خلاق در تیم های کارآفرینی

تیم هایي از افراد که با یکدیگر کار می کنند معمولاً می توانند ایده هاي خلاقانه تري ایجاد کنند. چهار تکنیک وجود دارد که به طور خاص براي بهبود کیفیت ایده هاي خلاقانه در تیم ها مفید است که شامل طوفان فکري، نقشۀ ذهنی، TRIZ و الگوسازي سریع است. ما در این مطلب به طوفان فکری خواهیم پرداخت.

 طوفان فکري

فرآیندي خلاق است که در آن، گروه کوچکی از افراد با ساختار بسیار کم با هدف ایجاد مقادیر زیادي از ایده هاي نوآورانه و الهام بخش با یکدیگر تعامل میکنند. هدف از این فرآیند، ایجاد یک فضاي باز و غیرقابل بازدارنده است که به اعضاي گروه امکان می دهد تا ایده هاي خود را به آسانی به گردش درآورند. شرکت کنندگان هر ایده اي که به ذهنشان میرسد را بدون ارزیابی یا انتقاد مطرح می کنند. همان گونه که اعضاي گروه با یکدیگر تعامل می کنند، هر یک از ایده ها سرچشمه اي براي ظهور تفکرات دیگران شده و تولید زیاد این ایده ها به امري مسري بدل خواهد شد.

براي موفقیت یک جلسۀ طوفان فکري، کارآفرینان باید از خط مشی هاي زیر تبعیت کنند:

گروه را کوچک نگه دارید و صرفاً به پنج تا هشت نفر بسنده کنید. بنیانگذار شرکت آمازون، جِف بزوس از قاعدة ”دو پیتزا“ استفاده می کند بدان معنا که اگر گروه طوفان فکري بتوانند دو پیتزا را بخورند، این گروه به اندازة کافی بزرگ است.

حتی الامکان گروه را متشکل از افرادي با قابلیتهاي گوناگون شکل دهید. افرادي با زمینه ها، نظام ها و دیدگاه هاي قبلی گوناگون را در گروه · بگنجانید. در شرکت جو دیزاین، یک شرکت موفق در زمینۀ طراحی، هر یک از کارکنان نقش خاص خود را در جلسات طوفان فکري دارند. کمک مؤسس این شرکت آقاي جو راي میگوید، ”همۀ افراد از دفتردار گرفته تا مدیر اداري را به این جلسه می آوریم چرا که دیدگاه هایی کاملاً متفاوت با ما دارند“.

درجه و وابستگی سازمانی افراد به شرکت امري غیرمرتبط تلقی میشود. هر یک از اعضاي تیمِ طوفان فکري از ارزش و درجۀ یکسانی برخوردار است.

یک مشکل کاملاً تعریف شده را براي گروه مطرح کنید تا مبادرت به بررسی آن نماید ولی در عین حال، نظر خود را، زودتر از موعد، افشاء · نکنید. در غیر اینصورت، شرکت کنندگان به بحث دربارة ایدههاي خود پرداخته، آنها را مورد انتقاد قرار داده و در سایر فعالیتهایی درگیر خواهند شد که منجر به محدود شدن خلاقیت میشود. بیان مشکل در غالب سؤال چرا، چگونه یا چه میتواند مفید باشد.

جلسات را به 40 تا 60 دقیقه محدود کنید. فراتر از این میزان، شرکت کنندگان خسته شده و خلاقیت رو به افول خواهد نهاد چرا که طوفان  فکري یک فعالیت سنگین و فشرده به حساب میآید.

نگاهی به مشکل بیندازید. حتی الامکان، از صحنۀ بروز مشکل بازدید کنید. تحقیقات نشان میدهد که آن دسته از تیمهاي طوفان فکري، که از  مکان بروز مشکل بازدید کرده اند، عملاً با ایده هاي بیشتر و بهتري خواهند آمد.

فردي (ترجیحاً نه یکی از اعضاي طوفان فکري) را به کار ثبت وقایع منصوب کنید. این فرد باید تمام ایده ها را روي یک برگه یا تابلو بنویسد به  نحوي که همۀ افراد بتوانند، آنرا ببینند.

شکلU ( از یک الگويِ نشستن استفاده کنید که منجر به تشویق ارتباطات و تعامل شود) مثل نشستن دور یک میزِ گرد یا منطق را از پنجره بیرون بیاندازید. بهترین جلسات طوفان فکري جلساتی توأم با بازي و هر چیزي هستند مگر منطق.

تمام ایده هاي تیم، حتی ایده هاي افراطی را تشویق کنید. شرکت کنندگان را از ویرایش ایده هایشان منع کنید. ایده هایی که در وهلۀ اول خنده دار یا احمقانه به نظر می رسند نه تنها میتوانند منجر به سرازیر شدن جریان خلاقیت شوند بلکه همانند یک مادة آتشزا به فوران خلاقیت کمک می کنند. علاوه بر این، گروه غالباً می تواند بعضی از ایده هاي ناپخته یا افراطی خود را به راهکارهایی عملی و خلاق تبدیل کند!

یک تعداد براي کمیت ایده ها، در مقایسه با کیفیت ایده ها، تعیین کنید. بعداً، زمان کافی وجود خواهد داشت تا به ارزیابی ایده هاي ایجاد شده بپردازید. در شرکت ایدئو، یک شرکت طراحی واقع در سیلیکون ولی، تیمهاي طوفان فکري دست کم 150 ایده را در یک جلسۀ 30 تا 45 دقیقه اي مطرح میکنند. هنگامی که شیمیدانی به نام لینوس پائولینگ، دومین جایزة نوبل خود را دریافت نمود، فردي از او پرسید که او چگونه هر دفعه با ایده هایی به  این خوبی به جلسات می آید. پائولینگ به سادگی جواب داد که، ”من با تعداد زیادي ایده میآیم“.

ارزیابی یا انتقاد از ایده ها در خلال جلسۀ طوفان فکري را ممنوع کنید. هیچ ایدهاي فی نفسه بد نیست. انتقاد، ترمزِ فوري فرآیند خلاقیت است! شرکت کنندگان را تشویق به خلق ایده نمایید چرا که این کار مستلزم ایجاد ایده هاي جدید با توجه به ایده هاي پیشنهاد شده است. بهترین  راهکارها، غالباً مکملِ ایده هاي دیگران هستند.

این جرأت را به خود بدهید که موارد غیرمنطقی را نیز تجسم کنید. ایده هاي خلاقانه غالباً زمانی مطرح می شوند که انسانها تفکر مرسوم خود را کنار گذاشته و راهکارهاي دور از ذهن و عجیب را مدنظر قرار می دهند.

نقشۀ ذهنی یکی دیگر از ابزارهاي مفید تشویق خلاقیت است. ایجاد یک نقشۀ ذهنی یکی از حالت هاي توسعه یافتۀ طوفان فکري به حساب می آید. یکی از نقاط قوت نقشۀ ذهنی این است که منعکس کننده شیوة فعالیت عملی مغز است. به جاي مطرح کردن ایده ها طبق یک الگوي خطی، مغز از یک ایده به ایدة دیگر پرش میکند. در بسیاري از جلسات خلاقیت، ایده ها با چنان سرعتی فوران می کنند که اگر شخصی درصدد قرار دادن آن طبق یک الگوي خطی باشد، بسیاري از آنها از دست خواهند رفت. در این حالت به خلاقیت ضربه خواهد خورد. نقشۀ ذهنی یک تکنیک ترسیمی است که استفاده از آن تفکر با هر دو طرف مغز را تشویق نموده و به صورت تصویري روابط گوناگون بین ایده ها را ترسیم کرده و تواناییِ نگریستن به مشکل از ابعاد مختلف را بهبود می دهد.

فرآیند نقشۀ ذهنی به شیوه زیر عمل میکند:

با مکتوب کردن یا ترسیم طرحی به عنوان نماد مشکل یا حوزة تمرکز در مرکزِ یک صفحۀ سفید بزرگ، کار را آغاز کنید. تونی بوزان، بنیانگذار تکنیک نقشۀ ذهنی، پیشنهاد می کند که از برگه هاي بزرگ یا پوشاندن کل یک دیوار با کاغذهاي بزرگ استفاده کنید تا یک نگرش باز مثبت را نسبت به خلاقیت ایجاد کنید.

تمام ایده هایی که به ذهن شما خطور میکند را مکتوب نموده و هر یک از ایده ها را با یک خط به تصویر یا واژة اصلی متصل کنید. از واژه هاي کلیدي یا نمادهایی براي ثبت مختصر ایده ها استفاده کنید. حتی الامکان و در کمتر از 20 دقیقه، کار خود را انجام داده و حداکثر سعی خود را براي شکار جریان ایده هایی که از مغز شما تراوش می کند به کار گیرید. همانند طوفان فکري، دربارة کیفیت ایده ها قضاوت نکنید بلکه آنها را صرفاً روي کاغذ بنویسید. ایده هاي جدید را در پشت ایده هاي فعلی بنویسید. اگر ارتباطی بین یک ایده جدید و یکی از ایده هاي موجود روي کاغذ پیدا کردید، آنها را با یک خط به یکدیگر مرتبط کنید. اگر چنین نبود، به صورت ساده این ایده را به نماد مرکزي وصل کنید. پس از آن می توانید در این فرآیند ایده هاي خود را سازماندهی کنید.

هنگامی که جریان ایده ها کاهش یافته و شروع به چکه چکه میکند، کار را متوقف کنید. سعی نکنید به خلاقیت فشار بیاورید. به ذهن خود اجازه دهید که به مدت چند دقیقه استراحت کرده و سپس با استفاده از نقشۀ ذهنی، شروع به تلفیق ایدههاي مذکور روي یک صفحه نمایید. از خودکارها و ماژیک هاي رنگی براي مرتبط کردن ایده هاي مشابه استفاده نموده و یا ایده ها را در خوشه هاي مربوطه گروه بندي کنید. همان گونه که تفکرات خود را سازماندهی می کنید، در جستجوي ارتباطات جدید بین ایده هاي خود باشید. در بعضی از مواقع، مغز نیازمند زمان است تا مبادرت به پردازش ایده ها در یک نقشۀ ذهنی نماید (مرحلۀ پرورش را در فرآیند خلاقیت به خاطر بیاورید). دور شدن از نقشۀ ذهنی و مشکل به مدت چند دقیقه یا چند ساعت میتواند منجر به بروز چندین ایده جدید یا رابطۀ جدید بین ایده ها شود. در مقایسه با الگوهاي خطی سنتی وقتی با استفاده از یک نقشۀ ذهنی ، مبادرت به تهیۀ فرمی براي طرح کسب و کار شرکت خود نمایید هنگامی که کار خود را به پایان برسانید، نه تنها می دانید که چه چیزي را باید در طرح خود بگنجانید بلکه تصویر روشنی از ترتیب توالی عناصر خواهید داشت.

تریز

در سال 1946 ، جنریش آلتشْولر، یک افسر 22 سالۀ نیروي دریایی شوروي سابق فرآیندي را ابداع کرد که نام آن برگرفته از سرواژة یک عبارت روسی به معنی ”تئوري حل مسأله به روش نوآورانه“ یا تریز نامیده میشود. تریز یک رویکرد سیستماتیک است که براي کمک به حل تمام مسائل فنی، صرف نظر از منبع آن، طراحی شده است. برخلاف روش هاي طوفان فکري و نقشۀ ذهنی، که فعالیتهاي سمت راست مغز به حساب میآیند، تریز یک فرآیند سمت چپ مغز، علمی و گام به گام است که بر اساس مطالعۀ صدها اختراع نوآورانه در سراسر دنیاست. آلتشولر ادعا کرد که این نوآوري از مجموعۀ خاصی از الگوها تبعیت میکند. رمزگشایی از این الگوهاي مخفی نه تنها به ما امکان می دهد که مشکلات ظاهراً لاینحل را حل کنیم بلکه پیش بینی کنیم که چالشهاي بعدي در چه مواردي مطرح خواهند شد.

آلتشولر و همکارانش 40 اصل زیربنایی را براي این الگوهاي نوآوري تهیه کرده و سپس ”ماتریس تناقض تریز“، ابزاري که این اصول را براي حل یک مسأله با یکدیگر تلفیق می کند، تهیه کردند. آنها دریافتند که نوآوري ها زمانی مطرح می شوند که فرد قادر به غلبه بر تناقض هاي نهفته موجود در این فرآیند باشد. به عنوان مثال، در صنعت بسته بندي، تناقضی در این زمینه وجود دارد که کودکان نباید قادر به باز کردن درب قوطیهاي حاوي دارو باشند ولی در عین حال، افراد دیگر بتوانند به آسانی آنرا باز کنند. تولیدکنندگان تشک نیز با تناقضی مواجه شدند مبنی بر اینکه تشک هایی تولید کنند که هم نرم و هم سفت باشد. غالباً، شرکتها از راهکارهاي غیرخلاقانه براي حل تناقض هایی از این دست استفاده میکنند. آنها به دنبال مصالحه و برقراري تعادل بین این پارادوکسها هستند. به جاي توافق بر سر یک راه حلِ مصالحه جویانه، ماتریس تناقض تریز براي برطرف کردن این تعارضات از اصول چهل گانه اي استفاده می کند که آلتشولر تهیه کرده است. یکی از محورهاي این ماتریس نشان دهندة ویژگی هاي فرآیندي است که باید بهبود داده شود و محور دیگر نشاندهندة ویژگیهاي متناقضی است که بدتر خواهد شد.

الگوسازی سریع

ایجاد ایده هاي خلاقانه یکی از گامهاي حیاتی در فرآیند تهیۀ یک ایده براي بازاریابی موفق یک کالا یا خدمت است. با این وجود، کارآفرینان در می یابند که بخش اعظمی از ایده هاي آنها کارایی نداشته و این بدان معناست که الگوسازي سریع نقشی مهم در فرآیند خلاقانه دارد. پیش فرضی که در پشت الگوسازي سریع قرار دارد این است که تبدیل یک ایده به یک مدل واقعی، عیوب ایدة اولیه را مشخص کرده و منجر به بهبود طرح خواهد شد. به قول استیو واسالو، ”اگر یک تصویر به هزار کلمه می ارزد، یک الگوي اولیه به ده هزار کلمه می ارزد“.

اصول سه گانۀ الگوسازي سریع شامل موارد زیر است: تقریبی، سریع و صحیح. مدل ها نمی توانند کامل باشند. در حقیقت، در مراحل اولیۀ توسعۀ یک ایده، تکمیل یک مدل معمولاً به معناي تلف کردن وقت است. نکته کلیدي این است که مدل را به اندازة کافی خوب طراحی کنیم تا مشخص  کند که چه چیزهایی کارایی داشته و چه چیزهایی کارایی ندارد. انجام این کار به کارآفرین امکان می دهد تا الگوهاي اولیه را سریعتر تهیه کرده و در هر تکرار، به سرعت به طرح موفق نزدیکتر شود. واژة صحیح نیز به معناي ایجاد تعداد زیادي از مدلهاي کوچک است که بر حل مشکلات خاص با استفاده از یک ایده تمرکز دارند. واسالو میگوید، ”شما نباید درصدد ایجاد یک مدل کامل و بی عیب و نقص برآیید. شما صرفاً باید بر بخش کوچکی از آن تمرکز کنید“.

 

بیشتر بخوانیم :

موانع خلاقیت

آیا خلاقیت آموختنی است ؟